منتشرهء مطلقه ، و : ضروريه به شرط محمول .
مرحوم مظفر تنها به سه قسم اوّل اشاره نموده ولى ما بطور مجمل همهء اقسام را بيان خواهيم كرد :
امّا ضرورت ازليه عبارتست از : قضيهاى كه در آن به نسبت محمول به موضوع حكم شده باشد آن هم به نحو ضرورت صرف و محض ؛ يعنى : ضرورتى كه مقيد به هيچ قيدى نيست نه قيد « مادام الوصف » و نه قيد « وقت معين » يا « غير معين » و نه حتى قيد « مادام الذات » كه در ضروريه ذاتيه وجود دارد . ضروريه ازليه از تمام اين قيود آزاد است و اشرف قضاياى ضروريه هم هست و تنها در قلمرو ذات خداوندى و صفات جلال و جمال او اين قضيه منعقد و تشكيل است و ممكنات از ضرورت ازلى بهرهاى ندارند نه در اثبات وجودشان و نه در اثبات كمالات وجودى براى آنها ؛ ولى در مورد خداوند مىگوئيم : « اللّه تعالى موجود بالضرورة الازليه » ، « اللّه قادر بالضرورة الازليه » ، « حى كذلك » ، « عالم كذلك » ، « مريد كذلك » و نسبت به صفات سلبيه هم مىگوئيم :
« اللّه تعالى ليس بمعدوم بالضرورة الازليه » ، « ليس بعاجز كذلك » ، « ليس بجاهل كذلك » .
و امّا ضروريه ذاتيه يا ضروريهء مطلقه عبارتست از : قضيه موجههاى كه در آن به ضرورت نسبت محمول به موضوع مادام الذات حكم شده باشد ؛ يعنى تا مادامى كه اين ذات موجود است و همين ذات هست نسبت فلان محمول به آن ذات ، نسبت ضرورت و لزوم است بگونهاى كه انفكاك مستحيل باشد ؛ البته ضروريهء ذاتيه دو شعبه دارد :
الف . موجبه : كه ثبوت محمول براى موضوع ضرورت مادام الذات دارد . مانند « بالضرورة الذاتيه كل انسان حيوان » و اين قسم تنها در محدودهء حمل ذات بر خود ذات و حمل ذاتيات بر ذات و حمل لوازم ذات بر ذات منعقد مىشود . مانند « الانسان انسان بالضرورة » و « الانسان حيوان ناطق بالضرورة » و « الانسان ممكن بالضرورة » كه تمامى اينها به جعل بسيط براى ذات ، موجود مىشوند و قابل انفكاك از ذات نيستند ؛ چراكه « ثبوت الشىء لنفسه ضرورى و سلب الشىء عن نفسه محال » و همچنين ثبوت ذاتيات براى ذات و لوازم ذات براى ذات ، كه ضرورى و مستحيل الانفكاك است .
ب : سالبه : كه سلب محمول از موضوع ، ضرورت مادام الذات دارد و ثبوت آن مستحيل است . مانند « لا شىء من الانسان بشجر بالضرورة » كه سلب شجريت از انسان يا سلب تنفس از شجر ، ضرورت ذاتيه دارد و مادامى كه اين ذات همين ذات است و متبدل
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٦٦