مقدم حكم شده ؛ مثل « ليس اذا كان المدرس حاضرا الان فانه مشغول بالدرس » ؛ يعنى :
چنين نيست كه اگر هماكنون مدرس در مدرسه حاضر باشد حتما مشغول درس هم باشد ؛ خير ممكن است حاضر باشد ولى مشغول درس نباشد . در اينجا ميان مقدم و تالى ، اتصال ، سلب شده ، آن هم در زمان معين و مشخصى كه « الان » باشد و نسبت به ازمنهء ديگر دلالتى ندارد ، نه دلالت بر اتصال مىكند و نه دلالت بر سلب اتصال مىكند .
4 - « شرطيه متصله سالبه » كه در آن به سلب اتصال در حال معين و مشخصى حكم شده باشد ، مثل « ليس اذا كان المدرس حاضرا و هو بالمنبر فانه مشغول بالدرس » ؛ در اينجا حال معين و مشخصى مد نظر است كه به عدم تلازم ميان مقدم و تالى در خصوص اين حالت حكم شده و ساير حالات مدنظر نيست .
5 - « شرطيه منفصله موجبه » كه در آن به انفصال و تعاند دو نسبت در زمان معين و مشخصى حكم شده ، مانند « امّا ان تكون الساعة الان الواحدة او الثانية » ؛ يعنى : هم اكنون و در اين ساعت معين ، يا ساعت يك است و يا ساعت دو ؛ در اينجا مقدم و تالى در اين ساعت معين از هم ديگر انفصال دارند ولى نسبت به ساعات و زمانهاى ديگر نفيا و اثباتا هيچ حكمى بيان نشده است .
6 - « شرطيه منفصله موجبه » كه حكم به انفصال در آن ، مربوط به حال معين و مشخصى است . مانند « امّا ان يكون زيد و هو فى البيت نائما او مستيقظا » ؛ يعنى : زيد در حالى كه در منزل تشريف دارد يا خواب است و يا بيدار ؛ در اينجا حكم به انفصال ، مربوط به اين وضعيت و حال زيد است كه در منزل بسر مىبرد و با ساير اوضاع و احوال او كارى ندارد ؛ اگرچه فى الواقع هر كجا باشد يا خواب است يا بيدار ، ولى در اين قضيه يك حال شخصى بيشتر مدنظر نيست .
7 - « شرطيه منفصله سالبه » كه حكم به انفصال در آن ، مربوط به زمان معين و مشخصى است مانند « ليس امّا ان يكون الآن الشمس طالعة او السماء مغيمه » ؛ يعنى : چنين نيست كه هماكنون يا شمس طالع باشد و يا آسمان ابرى باشد ، در اين قضيه سلب انفصال ، مربوط به زمان معين و مشخصى است كه « الان » باشد و كارى به ازمنهء ديگر مقدم و تالى ندارد .
8 - « شرطيه منفصله سالبه » كه حكم به انفصال در آن ، مربوط به حالت معين و مشخصى باشد ، مثل « ليس امّا ان يكون الطالب و هو فى المدرسة واقفا او فى الدرس » ؛
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 344
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٤٤