احوالات و ازمان تلازم و تعاند بين مقدم و تالى تقسيم مىشود ؛ چنان كه به زودى روشن خواهد شد .
تفاوت دوّم اينكه قضيه حمليه به چهار قسم تقسيم شد ولى قضيه شرطيه به سه قسم ، منقسم مىشود : 1 - شخصيه ، 2 - مهمله ، 3 - محصوره ؛ و به طبيعيه منقسم نمىشود ؛ زيرا قضيه طبيعيه آنست كه موضوع آن ، طبيعت و نفس كلى ( بماهو كلى و بماهو مفهوم موجود فى الذهن ) باشد و چون در قضيه شرطيه موضوعى مطرح نيست ، پس قسم طبيعيه در قضيه شرطيه مطرح نخواهد بود .
و امّا شرح اقسام قضيه شرطيه :
الف : شرطيهء شخصيه و آن عبارتست از قضيهءاى كه در آن به اتصال و پيوستگى دو نسبت ( در متصله موجبه ) يا سلب اتصال ( در متصله سالبه ) و يا انفصال و گسستگى دو نسبت ( در منفصله موجبه ) يا سلب انفصال ( در منفصله سالبه ) ، در حالى معين و مشخصى از احوال مقدم و يا در زمانى معين و مشخص از ازمنهء مقدم حكم شده باشد .
بنابراين شرطيه شخصيه هشت قسم مىشود ؛ زيرا يا متصله است يا منفصله و هركدام يا موجبهاند يا سالبه ( 4 - 2 * 2 ) و هركدام از اين چهار قسم يا در زمان معين و مشخصى است و يا در حال معين و مشخصى است ( 8 - 4 * 2 ) بر اين اساس مجموعا هشت قسم درست مىشود كه به ترتيب براى هريك مثالى مىآوريم :
1 - « شرطيه متصله موجبه » كه در آن به اتصال دو نسبت در زمان معين و مشخصى از ازمنهء مقدم حكم شده باشد ؛ مانند « اذا مطرت السماء اليوم فلا اخرج من الدار » ؛ يعنى :
اگر امروز باران ببارد من از منزل خارج نخواهم شد . در اينجا تلازم مقدم و تالى ، مربوط به زمان معين امروز است و نسبت به روزهاى آتى نفيا و اثباتا چيزى بيان نشده و اثبات شىء ، نفى ماعدا نمىكند .
2 - « شرطيه متصله موجبه » كه در آن به اتصال دو نسبت در حال و وضع معين و مشخصى از احوال و اوضاع مقدم حكم شده باشد ، مانند « ان جاء على غاضبا فلا اسلم عليه » ؛ يعنى : اگر على در حال غضب بر من وارد شود بر او سلام نخواهم كرد . در اينجا ملازمهء بين مقدم و تالى ، مربوط به حال و وضع معينى از احوال مقدم است و آن حال غضب است . امّا نسبت به ديگر حالات مقدم ، اين ملازمه ، نه نفى شده و نه اثبات شده .
3 - « شرطيه متصله سالبه » كه در آن به سلب اتصال دو نسبت در زمان معينى از ازمنه
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 343
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٤٣