تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
برگزيده‌ايم ، كه از كلمهء بعض گرفته شده ، و براى سالبه جزئيه رمز « س » را تعيين كرده‌ايم ؛ كه از كلمهء ليس گرفته شده است ، بنابراين مجموعهء محصورات اربع به صورت رمزى چنين خواهد بود : موجبهء كليه - كل ب ج ( يعنى مثل : كل انسان حيوان ، كل حيوان جسم ) . سالبه كليه - لا ب ج ( يعنى مثل : لا شى من الانسان بفرس ، لا واحد من الفرس بشجر ) . موجبهء جزئيه - ع ب ج ( يعنى مثل : بعض الانسان كاتب بالفعل ) . سالبهء جزئيه : س ب ج ( يعنى مثل : بعض الانسان ليس بعالم ) . در محصورات اربع ، از همه مهمتر و ارزنده‌تر ، موجبهء كليه است و در درجه دوّم سالبه كليه و در درجه سوّم موجبه جزئيه و در رتبه چهارم سالبهء جزئيه است . سر اين درجه‌بندى آن است كه ملاك ارزش در معقولات به دو امر است : 1 - كليه بودن ( چون كليت از جزئيت اشرف است ) . 2 - ايجابى و وجودى بودن ( چون وجود بر عدم شرف دارد ) . بنابراين چون موجبهء كليه ، هر دو ملاك را دارد از همه اشرف است و چون سالبهء جزئيه هيچكدام را ندارد از همه اخس است و امّا سالبه كليه بعد از موجبهء كليه در رتبهء دوّم قرار دارد براى اينكه كليت دارد و كليت بر ايجاب تقدّم دارد ؛ چون منطقى ، در كليات بحث دارد نه جزئيات . و امّا موجبهء جزئيه چون ايجاب دارد بر سالبهء جزئيّه مقدم است و در رتبهء سوّم است .

تقسيم شرطية به شخصية ، مهملة و محصورة

همانگونه كه قضيه حمليه از لحاظ موضوع به چهار قسم تقسيم شد : « 1 - شخصيه . 2 - طبيعيه . 3 - مهمله . 4 - محصوره » قضيه شرطيه نيز ( چه متصله و چه منفصله ) به اين اقسام تقسيم مىشود ، منتهى با دو تفاوت : تفاوت اوّل اينكه اين تقسيم در قضاياى حمليه باعتبار موضوع بود ولى در قضاياى شرطيه به اعتبار موضوع نيست ؛ زيرا قضاياى شرطيه داراى موضوع نيستند . البته قبل از دخول ادوات شرط هريك از مقدم و تالى ، يك قضيه جداگانه و داراى موضوع و محمولى بوده‌اند . ولى پس از آمدن ادوات شرط ، ديگر موضوع و محمول جداگانه‌اى وجود ندارد ، بلكه كل قضيه اوّل به صورت « مقدم » يا « فعل شرط » ، و كل قضيه ثانيه به صورت « تالى » يا « فعل جزاء » درآمده و لذا موضوعى وجود ندارد تا اين تقسيم به اعتبار موضوع باشد بلكه قضيه شرطيه به اعتبار