هر قضيهاى تصديق نيست ؛ براى اينكه در مباحث صناعات خمس خواهد آمد كه قضاياى متخليه و شعريه ، با اينكه قضيه هستند ولى اذعان و تصديق و جزم نفسانى و اعتقاد در آن نيست بنابراين عباراتى مانند « الخمر ياقوتية سيالة » و « العسل مرّ مهوّع » و يا تشبيه رخسار زيباى معشوقه به يك شاخهء گل ، قضيه هستند ولى تصديق در آنها نيست ، چون اذعان در آنها نيست ( مگر به عنوان حقيقت ادعائيه سكاكى كه آن بحث ديگرى است و در اين مجال نمىگنجد ) .
نكته دوّم : نسبت به تعريف مذكور اشكالى شده بنام اشكال دور ، كه در حاشيهء ملا عبد اللّه مطرح شده ولى چون مرحوم مظفر آن را مطرح نكرده ، ما نيز بالتبع متعرّض آن نمىشويم .
نكته سوّم : در مباحث مفرد و مركب براى كلمهء « لذاته » توجيه ديگرى نيز آورديم و گفتيم اينكه : « خبر ذاتا محتمل صدق و كذب است » ؛ يعنى خبر با قطعنظر از مخبر و محتواى آن ، محتمل صدق و كذب باشد و الا با توجه به يكى از اين دو امر چهبسا يقين به صدق داشته باشيم و احتمال كذب ندهيم ، و چهبسا يقين به كذب داشته باشيم و احتمال صدق ندهيم .
مطلب ب : اقسام قضيه از جهات گوناگون
مناطقه قضيه را از جهات گوناگون تقسيم كردهاند : ( از جهت رابطه و نسبت حكميه ، از جهت كيفيت و ايجاب و سلب ، از جهت كميت و كليت و جزئيت ، از حيث جهت ضرورت - دوام و . . . از حيث موضوع ، و از حيث محمول ) امّا تمامى اين تقسيمات را در دو بخش مىتوان خلاصه كرد :
تقسيمات اوليه و عامه و تقسيمات ثانويه و خاصه : تقسيمات اوليه تقسيماتى است كه مربوط به مطلق قضيه است و مقسم آنها مطلق القضيه مىباشد نه قضيه خاصى و تقسيمات ثانويه تقسيماتى است كه هريك از اقسام تقسيمات اوليه ، متفرع و مترتب مىشود . خود تقسيمات اوليه پنج تقسيم است :
1 - قضيه يا معقوله است يا ملفوظه ؛ قضيهء معقوله صرفا در محيط ذهن است و چيزى در ذهن براى چيزى اثبات و يا از آن سلب مىشود و قضيهء ملفوظه قضيهايست كه علاوه بر ذهن ، به زبان نيز آمده و بدان تلفظ شده است .
2 - قضيه يا ثنائيه است يا ثلاثيه يا رباعيه ، اگر رابطه بين موضوع و محمول در كلام