فصل نخست : قضايا
فصل اوّل پيرامون دو مطلب است :
الف : تعريف قضيه و بيان معناى لغوى و اصلاحى آن .
ب : تقسيمات قضيه از جهات گوناگون .
مطلب الف : تعريف قضيه
« قضيه » در لغت عرب معنائى و در اصطلاح منطق تعريفى دارد .
قضيه در لغت اسم مصدر يا مصدر جعلى قضايا است . و قضاء به معناى حكومت و حكم است . بنابراين قضيه به معناى حكم است ؛ زيرا در قضاياى منطقى ، شخص حكم مىكند به ثبوت محمولى براى موضوعى . يا سلب محمولى از موضوعى ، كه بدين مناسبت به او قضيه گفته مىشود .
اين تعريف قضيه به حسب لغت بود امّا در اصطلاح منطق ، مشهور مناطقه گفتهاند :
« الخبر او القضيه قول يحتمل الصدق او الكذب » .
مرحوم مظفر بر خلاف مشهور مىفرمايد : « الخبر . . . او القضية : المركب التام الذى يصح ان نصفه بالصدق او الكذب » ؛ يعنى : خبر يا قضيه عبارتست از آن مركب تامى كه قابل اتصاف به صدق يا كذب باشد ؛ يعنى در حقيقت هر خبرى يا صدق است اگر مطابق با واقع باشد و يا كذب است اگر مخالف با واقع باشد مثل اين خبر كه : حسن آمد . حال سئوال اينست كه اين تعريف از كدام نوع تعريفات است ؟ آيا حد تام است يا رسم تام ؟
مصنّف مىفرمايد : رسم تام است ؛ زيرا رسم تام آن تعريفى است كه مشتمل بر جنس قريب و عرضى خاصه باشد و اين تعريف نيز چنين است ؛ براى اينكه « المركب التام » در تعريف ، جنس قريب است زيرا لفظ : يا موضوع است و يا مهمل ؛ و لفظ موضوع : يا مفرد است و يا مركب ؛ و لفظ موضوع مركب : يا ناقص است و يا تام ؛ و مركب تام : يا انشائى است و يا خبرى ؛ حال وقتى كه خبر ( كه همان قضيه باشد ) داخل در مركب تام باشد « المركب التام » جنس قريب محسوب مىشود .
و امّا جملهء « الذى يصح ان نصفه بالصدق و الكذب » در تعريف ، عرضى خاصه است ؛ چون « قابليت اتصاف به صدق و كذب » تنها بر خبر ( مركب تام خبرى ) عارض مىشود و بر مركبات تامهء انشائيه عارض نمىشود . به اين بيان كه گاهى وراء كلامى كه از