تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
هو خطأ . جواب تمرين 2 اگر مراد از علم كه معرّف است اعم از حصولى و حضورى باشد ، اين تعريف خطا است ، چون تعريف به اخص است نه به مساوى ، ولى اگر مراد از علم ، خصوص علم حصولى باشد اين تعريف صحيح است ، منتها مشتمل بر جنس نيست ، بلكه خصوص فصل قريب و يا عرضى خاصهء آن ذكر شده . و امّا تعريف مركّب : اين تعريف رسم تام است ، چون كلمهء ما به منزلهء جنس است ، ( يعنى لفظى كه ) و كلمهء « ما دل جزء لفظه على جزء معناه » به منزلهء جنس قريب است و كلمهء « حين هو جزء » عرضى خاصهء مركّب است و تعريفى كه مشتمل بر جنس قريب و عرضى خاصه باشد ، رسم تام نام دارد . جواب تمرين 3 امّا قول مفرد : بايد ديد مراد از كلمه چيست ؟ دو احتمال دارد : 1 . مراد كلمه به اصطلاح نحوى باشد كه مقسم اسم و فعل و حرف است . 2 . مراد كلمهء به اصطلاح منطقى باشد كه قسمى از اقسام لفظ مفرد است . و نيز بايد ديد مراد از قول چيست ؟ باز دو احتمال دارد : 1 . قول به اصطلاح نحوى به لفظ گويند ، چه براى معنايى وضع شده باشد يا نه . 2 . قول به اصطلاح منطقى به لفظى گويند كه داراى معنا باشد آن‌گاه به گفتهء بيش‌تر منطقيان از شرح حكمة الاشراق و شرح شمسيه و حاشيهء مولى عداللّه و اساس الاقتباس خواجه طوسى ، قول به خصوص مركّب گفته مىشود در اصطلاح منطق ولى به گفتهء استاد مطهرى در بخش منطق از آشنايى با علوم اسلامى ص 47 قول به معناى لفظ معنى دار است چه مفرد و چه مركّب . حال اگر مراد از كلمه ، كلمهء نحوى و مراد از قول هم لفظ باشد ، تعريف به اعم است و خطا است ، چون كلمهء نحوى لفظ مفردى است كه داراى معنا باشد و عرضى خاصهء كلمه در مقابل لفظ مهمل در تعريف نيامده و اگر مراد از كلمه ، نحوى و مراد از قول مركّب باشد كه تناقض‌گويى است ، زيرا گفته‌ايم : كلمه مركبى است مفرد و اين يك بام و دو هوا است و اگر مراد كلمهء منطقى ، يعنى فعل باشد و مراد از قول لفظ باشد باز تعريف به اعم است . چون فعل لفظ مفردى است كه به هيئت دال بر زمان و به مادّهء دال