تمرينات مبحث تعريف و قسمت
در اين بخش به حلّ تمرينهاى مبحث معرّف و قسمت مىپردازيم :
جواب تمرين 1
الف : پرنده حيوانى تخذار است .
اين تعريف خطا است ، زيرا كه شرط اوّل از شروط تعريف را ندارد و آن اينكه معرّف با معرّف متساويان نيستند ، بلكه عامين منوجه هستند :
بعض الطائر حيوان يبيض ( مانند كبوتر ، كبك - گنجشك و . . . ) .
بعض الطائر ليس به حيوان يبيض ( مانند خفاش كه طائر ولود ) .
بعض الحيوان البائض ليس بطائر ( مانند ماهيان دريا ) .
ب : انسان حيوانى بشرى است .
اين تعريف نيز خطا است ، زيرا يكى از شروط تعريف آن بود كه معرّف عين معرّف نباشد و گرنه يلزم نتيجة الدور و در اين تعريف معرّف عين معرّف است و خطا است كما مرّ تفصيلا .
ج : دانش نورى است كه در دل افكنده مىشود ، ( اقتباس از حديث شريف ليس العلم بكثرة التعلم بل هو نور يقذفه اللّه فى قلب من يشاء . . . ) به نظر حقير اين نيز تعريف به اعم است و شايد بتوان گفت عموم و خصوص منوجه است ؛ زيرا كه :
بعض العلم نور يقذف فى القلب ( علم انبيا - ائمه - اوليا - عالمان با عمل ) .
بعض العلم ليس نورا . . . ( علمى كه حجاب است . . . ) .
بعض النور . . . ليس علما ( مثل تقوا كه نورانيت دل است و علم مصطلح هم نيست پس معرّف با معرّف عامين منوجه هستند .
د : قدّام و پيشروى آن است كه پشتسر او چيزى باشد .
اين تعريف نيز خطا است ، زيرا كه هريك از قدّام و خلف متضايفان هستند و المتضايفان يتعقلان معا و حال آنكه تعقّل معرّف بايد پيش از تعقّل معرّف باشد ؛ چون او علّت اين است و علّت سابق است و در متضائفان اينچنين نيست ، بلكه متساويان و در عرض هم هستند ، ضمن اينكه هيچ كدام اظهر و اجلى از ديگرى نيست تا معرّف او باشد و ترجيح بلامرجح هم صحيح نيست و چنين تعريفى را نتيجهء الدور گوييم نه دور مصطلح چنانكه در جواب تمرين پنجم واضحتر خواهد شد .