تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥

تمرينات مبحث تعريف و قسمت

در اين بخش به حلّ تمرين‌هاى مبحث معرّف و قسمت مىپردازيم : جواب تمرين 1 الف : پرنده حيوانى تخ‌ذار است . اين تعريف خطا است ، زيرا كه شرط اوّل از شروط تعريف را ندارد و آن اين‌كه معرّف با معرّف متساويان نيستند ، بلكه عامين من‌وجه هستند : بعض الطائر حيوان يبيض ( مانند كبوتر ، كبك - گنجشك و . . . ) . بعض الطائر ليس به حيوان يبيض ( مانند خفاش كه طائر ولود ) . بعض الحيوان البائض ليس بطائر ( مانند ماهيان دريا ) . ب : انسان حيوانى بشرى است . اين تعريف نيز خطا است ، زيرا يكى از شروط تعريف آن بود كه معرّف عين معرّف نباشد و گرنه يلزم نتيجة الدور و در اين تعريف معرّف عين معرّف است و خطا است كما مرّ تفصيلا . ج : دانش نورى است كه در دل افكنده مىشود ، ( اقتباس از حديث شريف ليس العلم بكثرة التعلم بل هو نور يقذفه اللّه فى قلب من يشاء . . . ) به نظر حقير اين نيز تعريف به اعم است و شايد بتوان گفت عموم و خصوص من‌وجه است ؛ زيرا كه : بعض العلم نور يقذف فى القلب ( علم انبيا - ائمه - اوليا - عالمان با عمل ) . بعض العلم ليس نورا . . . ( علمى كه حجاب است . . . ) . بعض النور . . . ليس علما ( مثل تقوا كه نورانيت دل است و علم مصطلح هم نيست پس معرّف با معرّف عامين من‌وجه هستند . د : قدّام و پيش‌روى آن است كه پشت‌سر او چيزى باشد . اين تعريف نيز خطا است ، زيرا كه هريك از قدّام و خلف متضايفان هستند و المتضايفان يتعقلان معا و حال آن‌كه تعقّل معرّف بايد پيش از تعقّل معرّف باشد ؛ چون او علّت اين است و علّت سابق است و در متضائفان اين‌چنين نيست ، بلكه متساويان و در عرض هم هستند ، ضمن اين‌كه هيچ كدام اظهر و اجلى از ديگرى نيست تا معرّف او باشد و ترجيح بلامرجح هم صحيح نيست و چنين تعريفى را نتيجهء الدور گوييم نه دور مصطلح چنان‌كه در جواب تمرين پنجم واضح‌تر خواهد شد .