تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
كه يك سيروسياحت و سفر عقلى و علمى است كه ره‌آورد اين سفر يك معلوم تصوّرى جديد است و معناى اين حركت اوّليّه در رابطه با طريق تحليل عقلى كه مورد بحث ما است ، عبارت است از اين‌كه تمام آن‌چه بر اين جنس قريب ( كه در مرحلهء دوم به دست آورده ) قابل حمل مىباشند و با مشكل ما از حيث نوع مشترك هستند همه را به دست آوريم ، فرض كنيد تمامى انواع حيوان را كه حيوان بر آن‌ها و آن‌ها بر حيوان حمل مىشوند ، استخراج كنيم ؛ مثلا فرس - بقر - حمار - اسد و انسان و . . . را يا در مثال مصنف ، تمامى انواع جسم سائل را با تحقيق و تتبّع تحصيل كنيم از قبيل مايعات غير از آب ، خون بول - شير - روغن - زيبق و آب و . . . و در اين مرحله هدف تنها استخراج مشاركات در جنس است و كارى به متباينات و جهات ممتازه نداريم . مرحلهء چهارم از مراحل خمسهء تحليل عقلى و حركت دوم از سه حركت اصلى فكر در اين طريق عبارت است از : حركت دايريه يعنى حركت عقل در ميان معلوماتى كه كسب شده ، براى تحصيل معلومات مناسبه ، اين دوره دشوارترين و پراهمّيّت‌ترين دوره است [ در هر انديشه‌اى چه در باب تصوّرات و چه تصديقات ] كه اگر شخص متفكر و انديشمند از اين دوره موفّق و كامياب درآمد و توانست معلومات مناسبى را جمع‌آورى و دسته‌بندى كند كار تمام است ، يعنى با دستى پر به سراغ مجهول رفته و آن را به معلوم تبديل مىكند ، كه همان حركت راجعة و مرحلهء پنجم نام دارد ، ولى اگر در مرحلهء چهارم ناكام ماند و شكست خورد ، هيچ‌گاه آن مجهول برايش معلوم نخواهد شد و همچنان در ميان معلومات به دور سر خود گشته و به نتيجه‌اى نخواهد رسيد و متحيّر و سرگردان خواهد ماند . حال حركت دايريه به طريق تحليل عقلى آن است كه پس از تحصيل تمامى انواع جنس قريب ، در مرحلهء سوم ، شروع مىكند به تجزيه و تحليل ذات و ذاتيات هر نوعى تا بتواند ذاتيات و يا عرضيات مختص به آن نوع را كه در نزد او مجهول است ، دسترسى پيدا كند و او را از جميع ماهيات ديگر تميز دهد ، فرض كنيد اگر مجهول ، انسان است . بايد ذاتى مختص به انسان يا عرضى خاصه او را تحصيل كند و البتّه كار آسانى نيست ، ممكن است به عقيدهء كسى آن ذاتى مختص ، ناطق بودن باشد و به عقيدهء ديگرى مختار بودن و به عقيدهء سومى هردو باهم فصل قريب انسان باشد و فصل انسان هم مثل حيوان مركب باشد ، نه مفرد يا در رابطه با عرضى خاصه ممكن است به عقيدهء فردى عرضى