تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
صورت جدّى مطرح است كه : كيف نفكر لتحصيل المجهول التصوّرى ؟ در جواب اين سوال ابتدا مقدّمه‌اى مىآوريم و آن اين‌كه : معلومات تصوّرىاى كه هريك از ما انسان‌ها در ذهن داريم دو شعبه دارد : 1 - بديهيات ، يعنى تصوّراتى كه نيازى به فكر و نظر ندارد ، بلكه بدون آن و البتّه با يكى از اسباب توجّه نفس كه در آغاز كتاب بيان شد ، قابل دانسته شدن باشد ؛ مثل مفاهيم بديهى عامه‌اى از قبيل مفهوم وجود - عدم - شىء و امثال اين‌ها . 2 - نظريات ، يعنى معلومات تصوّرىاى كه آگاهى به آن‌ها محتاج به كارگيرى فكر و انديشه است ، يعنى خودبه‌خود و بدون اكتساب و نظر براى آدم دانسته نمىشود . و خلاصه اين‌كه حدّومرز معينى ندارد و از ساير مفاهيم در ذهن ما ممتاز نيست و يك تصوير روشنى از آن بدون فكر و نظر نداريم و از اين‌رو چون خودبه‌خود معلوم نيست ، نياز به معرفى و شناسايى دارد و معرّف يك شىء مجهول يا حدّ است ( تعريف حدّى ) و يا رسم ( تعريف رسمى ) و مىدانيم كه حدود و رسوم اشياء همانند لقمهء آماده‌اى نيست كه به اندازهء دهان هر انسانى باشد و آن را براى انسان آماده كرده باشند و در دهان بگذارند و او ببلعد يا چيزى نيست كه سر راه انسان گذاشته باشند و انسان صبح كه از منزل بيرون مىشود ، مرتّب به جمع‌آورى حدود و رسوم بپردازد كه اگر اين‌چنين بود در حقيقت هيچ مجهول نظرى نداشتيم ، بلكه همه‌چيز بدون نظر و فكر و با يك سلسله عمليات جوارحى نه جوانحى براى آدمى معلوم مىگرديد و ليس كذلك بالضرورة بنابراين سوال اوّل بحث به‌طور جدّى پاسخ مىطلبد كه : طريق اكتساب و تحصيل حدود و رسوم اشياء كدام است ؟ چگونه بيانديشيم كه به معلومات تصوّرى تازه‌ترى راه پيدا كنيم ؟ ممكن است بفرماييد : پس اين‌همه مباحث كه تا به حال مطرح شد از قبيل : بيان اقسام معرّف ، بيان اجزاء هركدام از اقسام ( مثلا حدّ تام از جنس قريب و فصل قريب تشكيل شده و . . . ) و بيان شروط پنجگانه تعريف آيا كافى نيست تا شيوهء اكتساب مجهولات تصوّرى را به دست آوريم ؟ در جواب مىگوييم : تمام اين‌ها لازمند ، ولى كافى نيستند ؛ زيرا كه ما فهميديم كه حدّ تام از جنس قريب و فصل قريب تشكيل مىشود و فهميديم كه در مقام تعريف ، اوّل جنس را مىآورند ، سپس فصل را و از اعم