حقيقت آب و ويژگى منحصربهفرد آن برايش ناشناخته است ، پس گام اوّل را پشت سر گذاشته .
و امّا مرحلهء دوم : شناخت نوع مشكل : مىدانيم كه مجهولات ما انواع و اقسام دارند و برخى از آنها از مقولهء جوهرند ، برخى از مقولهء عرض ، خود اعراض انواع و اقسام دارند ، جواهر نيز انواع و اقسام دارند ، بر اين اساس دوّمين قدمى كه برمىداريم بايد در مسير شناخت نوع مجهول باشد كه آيا از انواع جوهر است ؟ يا از انواع عرض ؟
بر فرض كه از اعراض باشد آيا از مقولهء كيفيّات است ؟ يا كميّات ؟ و . . . و بر فرض كه از جواهر باشد آيا از مفارقات و مجرّدات است ؟ يا از ماديّات ؟ بر فرض كه از ماديّات باشد آيا از جمادات است ؟ يا نباتات ؟ يا حيوانات ؟ بر فرض كه از جمادات باشد ، آيا از سوائل است ؟ يا از جامدات و ثوابت ؟ فرض بفرماييد در اين مرحله هم موفّق شد به كشف و شناخت نوع مشكل و مثلا دانست كه انسان نوعى از انواع حيوانات است يا فهميد كه آب نوعى از انواع جسم سائل است و خلاصه اينكه موفّق به تحصيل جنس قريب گرديد ( كه اگر جنس قريب را تحصيل كرده باشد از كوتاهترين راه تجزيه و تحليل به مقصود مىرسد و آن اينكه تنها كافى است فصل قريب آن ماهيّت يا عرضى خاصهاش را تحصيل كند ؛ ولى اگر چنانچه جنس متوسط يا جنس عالى مشكل را تحصيل كرده باشد ، بايد مراحل بيشترى را بپيمايد كه بعدا در تنبيه خواهد آمد ) اين دو مرحله در همهء طرق موجود است چه شخص از طريق تحليل عقلى در صدد كشف مجهول باشد و چه از طريق قسمت ثنائيهء و چه ساير طرقى كه مورد قبولش مىباشد .
پس از پشتسر گذاردن اين دو مرحلهء مقدّماتى نوبت به سه مرحلهء اصلى تفكّر و انديشه مىرسد كه مرحوم مظفّر از آنها به سه دوره و يا سه حركت ياد كرده :
1 - حركت ذاهبه 2 - حركت دائريه 3 - حركت راجعه .
و مرحوم حاجى سبزوارى هم از آنها تعبير به حركت كرده :
الفكر حركة الى المبادى * و من مبادىّ الى المراد
و بايد بگويم كه اين مراحل مخصوص كشف معلومات تصوّرى نيست ، بلكه در معلومات تصديقى نيز مطلب از همين قرار است كه در آينده خواهد آمد .
حال مرحلهء سوم از مراحل پنجگانه و حركت اوّل از حركات سهگانهء فكر در طريقهء تحليل عقلى عبارت است از حركت ذاهبة يعنى حركت عقلى از مجهول بسوى معلومات