مىشود كه هردو اساسى است :
1 . تقسيم كلّ به اجزاء به صورت منفصله حقيقى غلط است ، مثلا نتوان گفت آب يا اكسيژن يا هيدروژن ، بلكه بايد گفت ، آب مركب است از اكسيژن و هيدروژن ، ولى تقسيم كلّى به جزئيات به صورت منفصله حقيقى صحيح است ؛ مثلا « الانسان اما عالم و اما جاهل » و . . . اين فرق در كتاب نيامده ) .
2 . در تقسيم منطقى يا كلّى به جزئيات هركدام از اقسام را كه با مقسم مقايسه مىكنيم ، هم مقسم بر هريك از آنها قابل حمل است و هم هركدام از اقسام بر مقسم قابل حمل ، مثلا مىتوان گفت : الاسم كلمة كه مقسم ، محمول است و يا بگوييم : هذه الكلمة اسم كه قسم ، محمول است يا « هذا الانسان عالم » با « العالم انسان » و . . . البتّه خود اقسام ، چون قسيم يكديگر هستند و مباين كلّى ، حمل مباين بر مباين غلط است ، پس نتوان گفت : زيد بكر است يا بكر زيد است ، عالم جاهل است يا جاهل عالم است ، انسان فرس است و فرس انسان است و . . . امّا در تقسيم طبيعى يا مركب به اجزاء نه حمل خود اجزاء بر يكديگر صحيح است كه مثلا بگوييم : اكسيژن هيدروژن است او بالعكس ، چون هر جزئى با جزء ديگر مباين هستند و نه حمل اجزاء بر مقسم يا مقسم بر يكايك اجزاء صحيح است ، يعنى نتوان گفت : آب ، اكسيژن است يا اكسيژن آب است ؛ زيرا كه آب مجموعهء مركب را گويند و اين قانون در همهء شعب اربعهء قسمة الكلّ الى الاجزاء جارى و سارى است ، يعنى در قسمت طبيعى كه مثال زديم جارى است ، همچنين در قسمت صناعى ، در قسمت خارجى هم جارى است و تنها در قسمت تحليلى عقلى و مركبات عقلى كه شعبهء اوّل بود ، جارى نيست ، بلكه در آنجا قاعدهء كلّى و افراد جارى است كه هريك از اقسام و مقسم بر يكديگر قابل حمل هستند و مىتوان گفت : الانسان حيوان ، الانسان ناطق هذا الحيوان انسان ، الناطق انسان ، الناطق حيوان ، هذا الحيوان ناطق .
قوله : و لا بد :
حالكه در تقسيمبندى منطقى و تحليلى عقلى ، حمل صحيح است مىگوييم :
سابقا هم بيان شده كه حقيقت حمل عبارت است از اتّحاد ميان موضوع و محمول و اين يا اتّحاد در مفهوم است و حمل اولى ذاتى و يا تنها در مصداق خارجى است كه حمل شايع ، نام دارد و نيز بيان شد كه در هر حملى و موضوع و محمولى يك جهت اتّحاد بين
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 294
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٤