تحت آن داخل است ، تقسيم كنيم مثالهاى گذشته ، نامش قسمت اوّلى است و اگر به انواع جنس مادون تقسيم كنيم نامش تقسيم غير اوّلى است ؛ « مثلا الجوهر اما فرس و اما بقر و . . . » كه در حقيقت اوّلا و بالذات اين تقسيم بر حيوان عارض مىشود و بهواسطهء آن بر جسم نامى و سپس بر جسم مطلق و سپس بر جوهر و ( غير اوّلى در مقابل اوّلى است و ممكن است ثانوى باشد يا در مرتبهء ثالثه يا رابعه كه بستگى به وسايط دارد ) .
گاهى نوعى را به اصناف و افرادش تقسيم مىكنيم ، مثل : « الانسان اما عالم و اما جاهل » و گاهى فصلى را به اقسامش تقسيم مىكنيم از قبيل : « الناطق اما زيد و اما عمر » و . . . و گاهى عرضى خاصه را به افرادش تقسيم مىكنيم ، مثل : « الضاحك اما عالم و اما جاهل » و گاهى عرضى عام را به افرادش قسمت مىكنيم مثل « الماشى امّا يمشى على رجليه او على اربعة ارجل » .
و گاهى صنف را به اصناف مادون و آنها را به افراد و اشخاص قسمت مىكنيم ، مثل « العالم اما فقيه و اما غير فقيه » و « الفقيه اما زيد و اما بكر و . . . »
مرحوم علّامه حلّى در الجوهر النضيد ص 225 در حدود سى و پنج قسم در اين رابطه بيان كرده ، پس قسمة الكلّى الى جزئياته ايضا ، داراى شعبى است .
و از زاويهء ديگر گاهى كلّى و مصاديق از حقايق خارجى و ماهيات نفس الامريه هستند ، مثل مثالهاى مذكور و مثل مثالى كه در متن آمده : « الموجود يا مادّى است يا مجرّد » و موجود مادّى يا از جمادات است و يا از نباتات و يا از حيوانات و هركدام از اين اقسام براى خود تقسيمات گونهگون دارند . . . و گاهى هم از قبيل امور اعتبارى هستند چه اعتبار عرف عام و چه اعتبار عرف خاص ، مثل تقسيم نحوى كلمه را به اسم و فعل و حرف و تقسيم منطقى لفظ مفرد را به اسم و كلمهء وادات و يا از اعتبارات شارع باشد ، همانند تقسيم حكم شرعى به تكليفى و وضعى ، و تقسيم حكم شرعى تكليفى به وجوب و حرمت و استحباب و كراهت و اباحه و . . . كه در عالم اعتبار موجودند و واقعيّتى ماوراء اعتبار معتبر نيست .
قوله : و تمتاز :
قسمت منطقى يا كلّى به افراد با قسمت طبيعى يا كلّ به اجزاء فرقها دارند كه بسيارى از آنها به تفاوت ما بين كلّ و اجزاء با كلّى و جزئيات برمىگردد و سابقا به مناسبتى از قول خواجهء طوسى اين فرقها عنوان شد ؛ ولى در اين مقام به دو فرق اشاره
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٣