تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
اما تقسيم مركب به اجزاء خود داراى چهار شعبه است : 1 . تقسيم مركب به اجزاء تحليلى عقلى و آن در مركبات عقلى است ، يعنى امورى كه در خارج مركب و داراى اجزاء نيستند كه با كالبدشكافى بتوان به آن‌ها رسيد بلكه به يك وجود موجودند ؛ ولى به ذهن كه مىآيند و در اين ظرف كه تصوّر مىشوند ، عقل ما آن‌ها را به يك سلسله اجزاء عقلى تجزيه و تحليل مىكند و بعضى از اجزاء را جنس و جزء مشترك و برخى را فصل و جزء مختص مىنامد ؛ مثلا انسان در خارج هم حيوانيّت دارد و هم ناطقيّت ، ولى هرگز نتوان گفت كه در خارج اين حيوان بودن و آن ناطق بودن او است . بلكه به يك وجود موجودند و اصولا جنس در خارج ، وجودى ندارد ، مگر به وجود فصل كه شىء بودن هر شىء به فصل اخير آن است مثلا انسان بودن انسان به ناطق بودن او است و حيوان بودن در ضمن آن متحصّل و متحقّق مىشود و گرنه جنس تنها تحصّل و تحقّقى ندارد و به گفتهء مرحوم حاجى سبزوارى در منطق منظومه :
ابهام جنس حسب الكون خذا * و امره دائر بين ذا و ذا
ولى انسان را كه در ذهن تعقّل مىكنيم ، ذهن ما براى او اجزائى درست مىكند و مفهوم را به دو جزء جنس و فصل قسمت مىكند كه جداى از هم قابل تعقّل هستند . نام اين مركب عقلى و نام اين تجزيه و تحليل را تجزيه و تحليل عقلى و نام آن اجزاء را اجزاء تحليلى عقلى گويند . و طريقهء تحليل عقلى از يك ماهيّت در آخرين مبحث قسمت ، خواهد آمد . 2 - تقسيم كلّ و مركب به اجزاء طبيعى يعنى اجزاء اصلى و اوّلى هر شىء كه در عالم طبيعت موجود است و به‌طور طبيعى و خدادادى آن اجزاء و مواد اوّليّه و عناصر اصلى را دارد ، بدون اين‌كه دست بشر در آن تصرّفات و تغييراتى انجام دهد ؛ مثلا آب را از نظر علمى به دو عنصر تجزيه و تحليل مىكنند و مىگويند : آب مركب از اكسيژن و هيدروژن است يا مثلا خون را به اجزاء طبيعى تقسيم مىكنند و مىگويند : خون مركب از گلبول‌هاى قرمز و گلبول‌هاى سفيد و پلاسما است ، يا مثلا بدن انسان را به اخلاط اربعه ( سودا - صفرا - بلغم - دم ) تقسيم مىكنند و اخلاط را به عناصر و . . . كه تمامى اين مركبات را طبيعى و آن اجزاء را اجزاء طبيعى يا عنصرى و اين تحليل و تركيب را تحليل و تركيب طبيعى نامند كه با پاى علم انجام مىگيرد .