3 . تقسيم مركب به اجزاء صناعى يعنى اجزائى كه صنعت در آنها به كار رفته و دست بشر در آنها تغييراتى ايجاد كرده و از حالت طبيعى اوّلى خارج شده است . مثلا سكنجبين را به دو جزء صناعى تقسيم مىكنند : سركه و انگبين كه عسل يا شكر باشد يا مثلا مركب را به دو جزء تقسيم مىكنند : 1 . مقدارى آب 2 . مقدارى مادّهء رنگدار و جوهر يا مثلا ورق كتاب يا دفتر يا روزنامه و مجلّه را تقسيم مىكنند به اينكه از پنبه و آهك تشكيل شده و مواد اصلى را اينها تشكيل مىدهند يا مثلا شيشه را تقسيم مىكنند به اينكه از شن و ماسه و خلاصه مواد سنگى و از سيليكاتهاى قليابى تركيب يافته است و . . . كه نام اين مركبات را مركبات صناعى و نام آن اجزاء صناعى و نام اين تحليل و تركيب را تحليل و تركيب صناعى نامند .
4 . تقسيم مركب به اجزاء خارجى آنكه در خارج موجود و مشهود هستند و اين خود دو شعبه دارد :
الف : تقسيم مركب خارجى به يك سلسله اجزاء متشابه ، مانند تقسيم يك متر به صد سانتىمتر ، يا يك خط به چند پارهخط مساوى كه تشابه دارند .
الف : تقسيم مركب خارجى به يك سلسله اجزاء متشابه ، مانند تقسيم يك متر به صد سانتيمتر يا يك خط به چند جزء مساوى كه تشابه دارند .
ب : تقسيم آن به اجزاء غير متشابه مانند تقسيم تخت به چوبها و ميخها ، تقسيم منزل به آجر و گچ و چوب و آهن و سيمان و . . . و تقسيم منزل به اتاقها و سرداب و پشتبام و كف منزل و مساحت زمين و مقدار زيربنا و مقدار حيات و . . . يا مثلا تقسيم يك اتومبيل به اتاق - صندلىها ، فرمان - موتور - چرخها ، صندوق عقب و . . . يا مثلا تقسيم انسان به گوشت و خون و استخوان و پوست و رگها كه در تمامى اين موارد اجزاء مقسم هركدام با جزء ديگر فرق دارند و مشابهتى در بين نيست و مماثلتى ندارند حال نام اين مركبات را خارجى و نام آن اجزاء را اجزاء خارجى گويند و امّا تقسيم كلّى به جزئيات و يا تقسيم منطقى كه شخص منطقى با آن سروكار دارد و از ديدگاه منطقى در تحصيل حدود و رسوم اشياء همين نافع است . خود شعبى دارد ؛ زيرا كه گاهى جنس را به انواعش تقسيم مىكنيم ؛ « مثلا الجوهر اما عقل و اما نفس و اما مادّه و اما صورت و اما جسم » ، « الجسم اما نبات و اما حيوان » ، « الحيوان اما انسان و اما فرس و . . . » كه در همهء اينها كلّى و مقسم ، جنس است ، منتها هر جنسى را اگر به انواعى كه مستقيما در
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 292
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٢