شده ، مثلا اغنيا و فقرا داخل در علما و جهلا هستند و بالعكس و همچنين نسبت به مريضان و افراد سالم كه بعض از علما غنى و بعضى فقير هستند و همينطور از جهلا بالعكس از مرضى و اصحّاء ، پس كاملا اقسام با يكديگر تداخل دارند و جداى از هم نيستند ، تا قسيم يكديگر باشند و تقسيم به صورت منفصله حقيقى باشد و نوعا اينگونه تقسيمبندىها از افراد عامى غافل غير منطقى ( كه پرواى صواب و خطا ندارد و هرچه به دهانش آمد مىگويد و به قلمش آمد مىنويسد و . . . ) صادر مىشود ؛ و گرنه حق در تقسيم آن است كه در اينجا سه تقسيم در يك تقسيم مجتمع شده ، ولى طريق منطقى آن است كه بگوييم :
اهل عراق يا دانشمند هستند و يا نادان ، اين تقسيمبندى ، صحيح است ، دوباره مىگوييم : اهل عراق چه عالم باشند و چه جاهل يا ثروتمند هستند و يا فقير 4 - 2 * 2 و براى بار سوم مىگوييم : اهل عراق چه عالم يا جاهل و چه غنى يا فقير از حيث سلامتى و بيمارى به دو دسته منقسم مىشوند : يا سالمند و يا مريض در مجموع هشت قسم پديد مىآيد كه به ترتيب عبارتند از :
1 . افرادى كه هم عالم و هم غنى و هم مريض هستند .
2 . افرادى كه عالم و غنى و سالم هستند .
3 . افرادى كه عالم و فقير و مريضند .
4 . افرادى كه عالم و فقير و سالمند .
5 . افرادى كه جاهل و غنى و مريضاند .
6 . آنها كه جاهل و غنى و سالمند .
7 . آنها كه جاهل و فقير و مريضاند .
8 . آنها كه جاهل و فقير و سالماند .
و اگر از جهات ديگر هم تقسيم كنيم مثلا از لحاظ رنگ - زبان - نژاد و . . . آن هشت قسم چهبسا از صدها قسم سر درمىآورد .
حال بر اين اصل دوم امور و قواعدى چند مترتّب مىشود :
امر اوّل : هرگز قسم الشىء قسيم الشىء نخواهد بود ، چنانكه ظرف قسيم مفعول نشد .
امر دوم : هيچگاه قسم الشىء هم قسيم الشىء نخواهد بود ، چنانكه حال و تميز
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 288
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٨