تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
انسان‌هاى قبلى از آن بىخبر بودند ) شناسايى كرده و براى هركدام آثار و خواصى قائل است و اگر در گذشته حيوانات را مثلا هزار نوع مىدانستند ؛ امروزه هزاران نوع بر آن افزوده شده ، همچنين به بركت پيشرفت علم و دانش و فنون گوناگون ، بشر وسايل محيّر العقولى را اختراع نموده و آن‌ها را با يكديگر پيوند داده و جهت نيل به مقاصد خويش از اين مصنوعات استفاده مىكند و به بركت تلاش‌هاى مردان نام‌آور صحنه‌هاى فكر و انديشه و عمل است كه اين همه مسائل علوم و فنون متنوّع و گسترده شده ، مثلا تنها دانش پزشكى آن‌همه شعب گوناگون دارد و يا مثلا فلسفهء يونان دويست مسأله بيش‌تر نداشته ؛ امّا وقتى به دست مسلمين افتاد و فلاسفهء اسلامى از فارابىها ، ابن سيناها ، صدر المتألّهين‌ها و . . . به هفتصد مسأله ترقّى و توسعه پيدا كرد و على الدوام اين توسعه ادامه دارد و اصولا دانش از امورى است كه حد يقف ندارد و هر مرحله‌اى را كه پشت سر بگذاريم مرحله برتر و بالاترى وجود دارد كه بايد بدان رسيد . اين هم نقش علم و دانش در مسير يارى دادن انسان در تقسيم‌بندىها ، با حفظ اين مقدّمه مىگوييم : قسمت از ديدگاه منطقى يك فايدهء اصلى دارد و آن اين‌كه : ما به بركت قسمت مىتوانيم حدود و رسوم اشياء را تحصيل كرده و كسب نماييم و اصولا مىتوان گفت كه هر حدّى از ابتدا بر تقسيم‌بندى پايه‌گذارى شده و اين نكته در مباحث آتيه روشن‌تر خواهد شد و امّا در كنار اين ، يك سلسله فوايد جنبى هم دارد كه به بعضى اشاره مىشود : 1 . تقسيم‌بندى در تدوين علوم و فنون مختلف نافع است ، زيرا كه به بركت قسمت است كه يك علم داراى مقدّمه و مقاصد و ابواب اصلى و هر بابى مشتمل بر فصول يا اصولى چند و هر فصل يا اصلى مشتمل بر مسائلى چند گرديده و داراى خاتمه‌اى است و از اوّل تا به آخر ، مسائل آن علم كاملا منسجم و هماهنگ و به هم پيوسته است نه از هم گسسته ، آن كسى كه در علمى كتابى مىنويسد ؛ مطالب كتابش را با دسته‌بندى شروع مىكند و هر مسأله‌اى را در باب خودش قرار مىدهد و فهرست‌هاى دقيقى براى آن درست مىكند و فايدهء اين كار آن است كه هر جوينده‌اى هر مسأله‌اى را كه بخواهد ، فورا به فهرست كتاب و از آن‌جا به باب مربوط و مسألهء مربوط مراجعه كرده و مجهول خويش را تبديل به معلوم مىسازد و سرگردان نمىماند و اصولا بشر امروز مىكوشد تا از كوتاه‌ترين راه به بالاترين مقاصد برسد و راه مقصود را ميان‌بر طى كند .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 282 | على محمدى خراسانى