علّامهء حلّى است در ص 224 و 225 ، اين مبحث مطرح شده و البتّه اساس مطلب همان است كه علّامه ذكر كرده ، ولى منطقيان متأخّر اين بحث را كاملتر كرده و شاخوبرگ بيشترى به آن دادهاند ، همانند بسيارى از مباحث علمى كه به مرور زمان كاملتر مىگردد ) .
فايدهء قسمت
پس از آشنايى با معنى و مفهوم قسمت اين سؤال مطرح مىشود كه تقسيم و دستهبندى اشياء و موجودات و امور چه سودى دارد ؟ كدام مشكل از مشكلهاى بشرى را حل مىكند ؟ و چه نقشى در زندگى بشر دارد ؟
مقدّمه : مسألهء تقسيم و دستهبندى اشياء پيرامون انسان ، از جمله مسائلى است كه با فطرت انسانها عجين است و از آغاز خلقت بشر در روى زمين پيدا شده و سراسر حيات و زندگى انسانها چه در بعد فردى و چه اجتماعى ، چه در بعد مادّى و چه معنوى ، چه در ابعاد علمى و فرهنگى و يا اقتصادى و سياسى و نظامى و . . . با تقسيمبندى شروع و بر اساس دستهبندى اشياء پايهگذارى شده است و كسى به انسان تقسيمبندى را نياموخته ( همانگونه كه نطق و سخنگويى ، فطرى و طبيعى آدمى است و نطق و انديشه كردن ، طبيعى انسان است و تعليمى نيست بلكه كودك دو ساله هم متناسب با شعور و ادراكاتش دستهبندى دارد و هديهاى را كه والدين برايش خريدهاند ميان خود و برادران و خواهرانش قسمت مىكند و حتّى در ميان مورچهها و زنبورهاى عسل نيز اين دستهبندى و زندگى اجتماعى كاملا مشهود است . منتها دستهبندى انسانها براساس عقل و شعور و اراده و اختيار و به منظور نيل به يك سلسله اهداف انسانى و تكاملى است ، ولى دستهبندى در ساير موجودات غريزى است و عن شعور نيست ) به هرحال مىتوان گفت كه دستهبندى انسان از اينجا شروع مىشود كه در آغاز وقتى چشم باز مىكند و آسمان پر ستاره را بالاى سر خود مشاهده مىكند و زمين را با همهء اجسامش در زير پاى خويش مىبيند ، اوّلين تقسيمبندى سر راه او سبز مىشود و اشياء را به دو دسته تقسيم مىكند :
1 . موجودات سماوى ( اجرام يا اجسام اثيرى ) .
2 . موجودات ارضى ( اجسام عنصرى ) .
سپس در ميان موجودات ارضى چشم باز مىكند و انواع و اقسام اجسام از جمادات ، نباتات ، حيوانات را مىبيند و دستهبندى ديگر شروع مىشود و باز در ميان