شروط التعريف
آخرين مبحث باب تعريف كه صددرصد بحثى منطقى است راجع به شروط تعريف است : بهطور كلّى غرض از تعاريف حقيقى و ماهوى كه در جواب ما هو واقع مىشوند ( در قبال تعاريف لفظى ) يكى از دو امر است :
1 . شناخت يك ماهيّت بتمامه و كماله بهگونهاى كه تمام ذاتيات آن را تحصيل كرده و جنس قريب و فصل قريب آن را كه حاوى همهء اجناس بعيد و متوسط است به دست آوريم و بهطور طبيعى به دنبال يك چنين معرفتى از شىء ، امتياز هم حاصل مىشود ، يعنى آن ماهيّت در محيط ذهن ما از جميع ماهيات ديگر ممتاز مىشود و البتّه چنين شناختى تنها از عهدهء حدّ تام ساخته است كه مع الاسف يا متعسّر و يا متعذّر است .
2 - امتياز يك ماهيّت از جميع ماهيات ديگر بهگونهاى كه هيچ فردى از افراد ماهيّت مورد تعريف خارج نشود و هيچ فردى از افراد ماهيات ديگر داخل نباشد و اين غرض از حدّ ناقص و رسم تام و ناقص به دست مىآيد . حال براى رسيدن به هدف اصلى از تعريف و علّت غايى تعريفهاى ماهوى بايد يك سلسله شرايطى در تعاريف مراعات شود تا بتوانيم نتيجهء مطلوب را بگيريم و شىء موردنظر را شناخته ، آن را از جميع ماعدايش تميز بدهيم و اين شرايط را منطقيان به دليل اختلاف سليقه گوناگون بيان كردهاند و جناب مصنف برآنند كه در هر تعريفى مراعات پنج شرط لازم است :
شرط اوّل : معرّف و معرّف از لحاظ صدق و مصاديق متساويان باشد و بين آنها نسبت تساوى باشد
؛ يعنى بر هر فردى از افراد كه در خارج معرّف صادق است ، بر تمامى آنها معرّف هم صادق باشد و تمامى آنها در زير چتر اين مفهوم كلّى قرار گيرند و بالعكس ، يعنى بر هر فردى كه معرّف صادق است ، معرّف صدق كند و هيچ فردى از افراد معرّف استثنا نشود و خارج از تعريف نباشد و خلاصه اينكه از معرّف و معرّف بتوانيم دو تا موجبهء كلّيّه بسازيم ، مثلا در الانسان ضاحك مىتوان گفت : « كلّ انسان ضاحك و كلّ ضاحك انسان » و به عبارت ديگر شرط اوّل آن است كه تعريف ما هم جامع افراد باشد ؛ يعنى تمامى افراد ماهيّت موردنظر را شامل شود و هم مانع اغيار ، يعنى تمام افراد حقايق ديگر را بدون استثنا از تحت آن خارج سازد و ماهيّت را از همهء آنها امتياز بخشد و به عبارت سوم : شرط است كه تعريف ، هم مطرد باشد و هم منعكس كه مراد از طرد همان منع است ، يعنى مانع و طارد اغيار بودن و مراد از عكس