زمين و جغرافياى كشورها است كه هركدام براى خود حدّومرزى دارند و طى قراردادهاى معتبرى آن مرزها تعيين شده ؟ يا ملاك ، اسم يك قطر و ناحيه است ؛ مثلا منطقهء خاورميانه ، خاور دور ، خاور نزديك ، منطقهء خليج فارس و . . . ؟ يا ملاك ، شهر محل ولادت است كه وطن فردى قم است و وطن ديگرى تهران ، ديگرى خراسان و . . . ؟ ملاحظه مىفرماييد كه در همه جاى دنيا سخن از دفاع از وطن است ، ولى در هيچ جاى دنيا معناى مشخص و مظبوطى براى آن نيست . اينجا است كه يك محقّق و يك عالم و يك فيلسوف و خلاصه هركسى كه به دنبال شناخت حقايق مىگردد ، بايد براى معانى ذهنى و يافتههاى ذهنى خود يك سلسله الفاظ روشن و واضح الدلالة و سهل الوصول را در ذهن خود رديف كرده ، در مقام بحث با ديگران آنها را القاء كند و يا در كتاب بنويسد تا مقصود خويش را از فلان موضوع و واژه به روشنى بيان دارد و از مجملات و متشابهها و مجازات و كنايهها و تشبيهها و . . . حتى الامكان اجتناب كند ، تا واژهها جاى خود را بيابد و از مظلوميّت درآيد تا اين قدر بهنام آزادى و حقوقبشر در دنيا سوءاستفاده نشود پس اهمّيّت تعريف در همهء علوم و فنون و مسائل فردى و اجتماعى و اقتصادى و سياسى و فرهنگى و نظامى كاملا مشهود و ملموس است حال كه بشر در هر بعدى از ابعاد و شؤون زندگىاش نيازمند يك سلسله تعاريف و تصوّرات روشن از اشياء پيرامون خود و از حقايق دور و نزديك مىباشد . اهمّيّت قواعد منطقى در اين بخش جلوهگر مىشود كه بالاخره هر تعريفى حسابى و ضابطه و ميزانى دارد اين چنين نيست كه انسان از هر جا شروع كند و به هر جا كه مايل بود ، ختم كند ؛ بلكه بايد در چهارچوب معيّن و كانال مشخصى حركت كند تا تعريف صحيحى از اشياء داشته باشد ، البتّه تعريف ، اقسامى دارد ، هر قسمى ، شرايطى دارد ، اصول و قواعدى در دنيا براى تعاريف و شناسايىها مطرح است كه اين امور به عهدهء منطق است ، يعنى شيوهء صحيح تعريف كردن را در هر بخشى ، منطق عهدهدار است . اگرچه تعريف و ماهيّت ، هيچ چيزى را براى ما روشن نمىكند ، ولى در هر تعريفى از هر حقيقتى ما نياز داريم كه از ضوابط منطق مدد بگيريم . اين است اهمّيّت منطق و وجه حاجت به منطق در مبحث تعاريف .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٦