تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
جسم نيست ، مركب نيست و . . . بنابراين نقش تعريف صحيح و جامع و روشن ، سرنوشت‌ساز است و باز مىتوان ادّعا كرد كه نوع منازعات و مباحثات علمى و اختلاف نظرها در طول تاريخ بر همين اساس بوده كه هر عالمى از فلان لفظ در ذهن خود برداشتى و تصويرى داشته ، با يكديگر به كشمكش و منازعه مىپرداختند كه گاهى يك محقّق پس از فحص و يأس به اين نتيجه مىرسد كه نزاع لفظى است و از اين قبيل تعابير در كلمه‌هاى محققين بزرگ ، فراوان است ؛ مثلا مرحوم صدر المتألّهين در موارد زيادى بنا را بر جمع ميان كلمه‌ها و انظار قدما و فلاسفهء مشاء و اشراق گذاشته و نتيجه مىگيرند كه مراد آن‌ها همين است كه ما مىگوييم ، يا مرحوم شيخ انصارى در اصول و فقه همين سيره را دنبال مىكنند و حتى الامكان سعى بر جمع ميان كلمه‌ها دارند . همچنين در تفسير الميزان اين سيرهء حسنه ، مشهود است . بنابراين نقش تعاريف صحيح در هر علمى كليدى است و اصولا هر علمى را كه شما مطالعه كنيد ، خواهيد ديد كه با يك سلسله تعريف‌ها آغاز مىشود ؛ فى المثل در شرح امثله كه بررسى كنيد مصدر - فعل ماضى - مضارع - اسم فاعل - امر - نهى و . . . را در اصطلاح صرفى معنا مىكند . به علم صرف كه مىرسيد آن همه تعاريف ، همين‌طور در علم نحو ، در معانى و بيان قدم‌به‌قدم ، تعريف مطرح است ، در علم منطق به‌ويژه در باب قضايا يك‌به‌يك قضايا را تعريف مىكنند . در علم اصول فقه ، در علم فقه ، در علوم اخلاقى و حكمت عملى آن همه تعاريف دقيقى كه براى قواى انسانى و جنود شيطان و رحمان عنوان مىشود و نيز در علوم تجربى از فيزيك - شيمى - طب با همهء شعب گسترده‌اش ، در علم فيزيولوژى - بيولوژى - پسيكولوژى - قدم‌به‌قدم ، تعريف است ، همچنين در فلسفهء طبيعى و فلسفهء الهى در علم كلامى در رياضيّات . در مجموع كلّيّه علوم با يك دسته تعاريف آغاز مىشود و حتّى اقتصادى - اجتماعى - سياسى و خلاصه در جميع شؤون مادّى و معنوى ، فردى و اجتماعى ، علمى و فلسفى بشر ، نقش تعاريف ، اساسى است و متأسفانه نقطه ضعف بشر هم همين‌جا است كه منابع شناخت نزد هركسى با ديگرى فرق دارد ، ديدگاه‌ها در مسائل ، زمين تا آسمان فرق دارد . از اين‌رو هركس از موضوعات اجتماعى - سياسى ، علمى و فرهنگى ، اقتصادى و مالى برداشتى داشته و بر آن اساس كتاب مىنويسد ، تدريس مىكند ، بحث مىكند و كمتر موردى پيش مىآيد كه همهء بشر در آن متّفق باشند . اينك به نمونه‌هايى از ابهامات و اجمالات در الفاظ و عناوينى كه
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 242 | على محمدى خراسانى