تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
مطرح فرموده‌اند . « 1 » پس بنابراين يك سلسله مطلب ارائه مىشود كه عبارتند از : مطلب « كيف » كه به وسيلهء آن از كيفيّت و چگونگى اشياء سؤال مىشود كه رنگش چگونه است ؟ مزه‌اش چگونه است ؟ گرمى و سردى آن چطور است ؟ و . . . و مطلب « كم » كه به وسيلهء آن از كميّات اشياء و مقادير و اوزان و اعداد سؤال مىشود كه چند عدد است ؟ چقدر وزن دارد ؟ چند متر است ؟ و . . . و مطلب « أين » كه توسّط آن از مكان شىء سؤال مىشود كه مثلا فلان درخت در كجا واقع شده ؟ و مطلب « متى » كه توسّط آن از زمان شىء سؤال مىشود ؛ مثلا حضرت نوح در چه تاريخى زندگى مىكرده ؟ پيامبر اسلام در چه تاريخى به دنيا آمده ؟ در چه تاريخى مبعوث به رسالت شده ؟ در چه تاريخى هجرت كرده ؟ و در چه تاريخى از دنيا رفته ؟ و . . . و مطلب « من » كه توسّط آن از هويّت شخصى افراد سؤال مىشود كه در آغاز مبحث كلّيّات خمس تبيين شد . حال سرّ اين‌كه اين‌ها را فروع مطالب و مطالب فرعى و جزئى گويند دو امر است : 1 . كلّيّت و عموميّت نداشته و در همهء علوم و براى همهء اشياء با آن‌ها سؤال نمىشود ، مثلا در موجوداتى كه كيفيّت خاصى ندارد ، سؤال به كيف ، جا ندارد . در موجوداتى كه زمان و مكان ندارد ، سؤال با متى و أين ، معنا ندارد در موجوداتى كه داراى جسم و طول و عرض و عمق نيستند . سؤال از كميّت ، بىمعنى است همانند مفارقات ، يعنى موجودات مجرّد اعم از عقول كه ذاتا و بالفعل مجرّد هستند و نفوس ناطقه انسانى كه ذاتا مجرّد و بالفعل مادّى هستند و مجرّد كه رنگ و شكل ندارد طول و عرض و ارتفاع و زمان و مكان ندارد تا درباره‌اش اين سؤال‌ها بشود و از اين‌رو در روايت‌هاى اسلامى مىخوانيم : كه راجع به خداوند سؤال به متى ، أين ، كم ، كيف و . . . جا ندارد ، چون او خالق همهء اين امور و خود فراتر از مادّه و مادّيّات و احكام مخلوقات است . « 2 » 2 . به جاى تمام اين‌ها با كلمهء هل مركبه مىتوان سؤال كرد و نيازى به سؤال با خود اين‌ها نيست به عنوان مثال به جاى اين‌كه بگوييم : كيف لون ورق الكتاب ؟ يعنى رنگ فلان ورق كتاب چگونه است ؟ سفيد ؟ قرمز ؟
هامش
( 1 ) . منطق منظومه ص 33 و 34 . ( 2 ) . در اين رابطه روايات ارزنده‌اى در تومحيد مرحوم صدوق را بيان شده است .