تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
و . . . ، مىگوييم هل ورق الكتاب ابيض ؟ همان نقش را بازى مىكند و همچنين در كم و متى و أين ، ولى اين‌ها جاى هل و لم و ما را نمىگيرد ؛ بر اين اساس اين‌ها را فروع مطالب گويند و منطقى نيازى به آن‌ها ندارد و تنها شيوهء صحيح پرسش و پاسخ اصول مطالب را بيان مىكند كه اصل سؤال به چه ترتيبى باشد ؟ و جواب سؤال چگونه شروع و به كجا ختم شود ؟

التعريف

پس از بيان مقدّمه ، وارد مبحث اصلى باب معرّف مىشويم : در اين رابطه چند بحث مطرح است ؛ از قبيل اهمّيّت تعريف ، تقسيم‌هاى گوناگون آن ، شروط تعريف ، اصول كلّى آن . قوله : تمهيد : اوّلين بحثى كه مطرح است ، پيرامون اهمّيّت تعريف است : به‌طور كلّى مشهور علما برآنند كه هر علمى داراى سه جزء است و اجزاء العلوم ثلاثه : 1 . موضوعات 2 . مسائل 3 . مبادى ، و مبادى هم دو قسم است : 1 . مبادى تصديقى 2 . مبادى تصوّرى . منظور از مبادى تصوّرى عبارت است از كلّيّه تصوّرات و تعريف‌هايى كه در يك علم از آغاز تا به انجام صورت مىپذيرد و نقش به‌سزايى در مسائل و مطالب علم دارد ؛ زيرا كه تا ما تصوّر روشنى از خود علم و موضوع آن و جزئيات موضوع و موضوعات هر باب و هر مسأله نداشته باشيم ، هرگز نمىتوانيم يك حكم و تصديق صحيحى بر آن مترتب كنيم و اصولا شايد بتوان ادعا كرد كه نوع خطاها و اشتباهات ، از تصوّرات غلط سرچشمه مىگيرد و شخص به علت اين‌كه تصوّر غلط و شناخت ناقصى از اشياء دارد ، امورى را منكر و امورى را اثبات مىكند و حتّى در بديهيّات اوّليّه هم دچار ترديد مىشود و گاهى انكار مىكند . از اين‌رو مىبينيم كه مرحوم خواجه طوسى رحمهم اللّه و علّامهء حلى رحمهم اللّه در شرح تجريد الاعتقاد مدعى هستند كه اگر ما تصوّر صحيحى از واجب الوجود لذاته داشته باشيم ، حتما خواهيم پذيرفت كه آن ذات ، جامع جميع كمالات و فاقد همهء نقايص است بنابراين هر صفت ثبوتى يا سلبى را بر همين امر متفرع مىكند ، چون واجب الوجود لذاته است ؛ پس قيّوم است ، قهّار است ، مالك است و . . . ، پس
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 241 | على محمدى خراسانى