ماهيّت را مىسازند و به جاى اينكه بگويند : ما هوى فلان شىء ، مىگويند : ماهيّت فلان شىء و مراد از ماهيّت ، يعنى ما يقال فى جواب ما هو ) .
يكى ديگر از اصول مطالب ، مطلب « اىّ » است كه توسّط آن سؤال از تميز و جدايى يك ماهيّت است از جميع ماهيات ديگر كه با او در جنس قريب مشاركت دارند و خود « اىّ » دو شعبه دارد :
1 . اىّ جوهرى كه توسّط آن سؤال از مميّز جوهرى و ذاتى يك ماهيّت ، يعنى فصل قريب آن است .
2 . اىّ عرضى كه توسّط آن سؤال از مميّز عرضى و عرضى خاصه يك ماهيّت است .
يكى ديگر از اصول مطالب ، مطلب هل است كه دو شعبه داشت :
1 . هل بسيطه كه به وسيلهء آن سؤال از صرف الوجود يك شىء مىشود .
2 . هل مركبه كه به وسيلهء آن سؤال از ثبوت يا عدم ثبوت شيئى لشيئى مىشود .
مثلا آيا زيد موجود است يا خير ؟ آيا زيد موجود قائم است يا خير ؟ و از هل نيز مصدر جعلى هليّت درست مىشود و مىگويند : هليّت بسيطه ؛ اى ما يقال فى جواب هل البسيطه ؛ هليّت مركبه ؛ اى ما يقال فى جواب هل المركبه .
و يكى ديگر از اصول مطالب ، مطلب لم است كه توسّط آن گاهى تنها از علّت حكم و تصديق ذهنى و تحقّق خارجى و نفس الامرى سؤال مىشود كه نامش لم ثبوتى است و از آن نيز مصدر جعلى لميّت بر وزن علّيّت از لحاظ لفظى و معنايى درست مىشود و [ لمّيّت داراى دو تشديد است ؛ يكى از آن ميم و ديگرى از آن يا همانند كمّيّت كه مصدر جعلى كم استفهاميه است و كيفيّت و اينيّت و . . . ] حال سرّ اينكه اين چهار مطلب را اصول مطالب گويند آن است كه در جميع علوم و دانشها و در جميع حقايق مادّى و مجرّد به وسيلهء اين چهار لفظ ، سؤال مىشود و منحصر به موردى خاص نيست و در علوم عقلى و نقلى ، فلسفه و غيره از هر حقيقتى بخواهيم آگاه شويم همين سؤالها مطرح است ؛ منتها در اينجا بحث بسيار دقيقى است كه در پارهاى از موجودات « ما هو و هل هو » يكى است و در بعضى موجودات « ما هو و لم هو » يكى است و در بعضى ديگر « ما هو و هل هو و لم هو » يكى است كه چون اين بحث كاملا رنگ فلسفى دارد ، مرحوم مظفّر از آن اجتناب كرده ، ولى مرحوم حاجى سبزوارى آن را
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٩