تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
در اذهان جاى گيرد و هم مؤخره‌اى براى ذاتىها و مقدمه‌اى براى عرضىها باشد و قبل از بيان ذاتى و عرضى باب ايساغوجى ابتدا به فرق‌هاى ذاتى و عرضى اشاره مىكنيم كه مرحوم حاجى سبزوارى در منطق منظومه به سه فرق از فرق‌هاى آن دو در قالب دو بيت اشاره كرده :
ذاتى شيئى لم يكن معللا * و كان ما يسبقه تعقلا و كان ايضا بين الثبوت له * و عرضيه اعرفن مقابله
در اين دو بيت زيبا ، سه ميزان براى بازشناسى ذاتى از عرضى بيان شده ، تا بدانيم كه چه امورى در حريم ذات اشياء راه دارد و چه امورى از حريم ذات بيرون و از عوارض و لواحق است كه پس از تكميل ذات و ذاتىها بر اين موضوع عارض مىشود : 1 . ذاتىهاى معلّل به علّتى و رأى علّت خود ذات نيست ، يعنى ذاتى شيئى ، علّتى غير از علّت خود آن شىء نمىخواهد ولى عرضىهاى معلّل به علّتى و رأى علّت خود ذات هستند ؛ مثلا قيام جداگانه ، علّت مىطلبد - همچنين جلوس و . . . 2 . ذاتىها در تعقّل و ادراك بر ذات سبقت مىگيرند . ( البتّه در ادراك تفصيلى ) زيرا كه اول جنس و فصل را مىشناسيم تا براى انسان معلوم گردد . ولى عرضىها در تعقّل بر خود معروض و ذات سبقت نمىگيرند ؛ مثل قيام - قعود - علم - قدرت و . . . 3 . ذاتىها براى خود ذات بين الثبوت هستند و احتياجى به اثبات ندارند ، ولى عرضىهاى نظرى و غير بيّن هستند كه نيازمند چرا و علّت است . ( تفصيل اين مطالب را از كتب مفصل بايد جويا شد ) حال با حفظ اين مقدّمه ، ذاتى و عرضى باب كلّيّات خمس را معنا مىكنيم : ذاتى : عبارت است از ان مفهوم كلّىاى كه داراى سه ويژگى است 1 . محمول بر ذات و ماهيّت مىشود ، مثل : الانسان ، حيوان ناطق ، زيد انسان و . . . 2 . ذات و ماهيّت ، موضوع متقوّم به اين ذاتى است و آن ذاتى مقوّم اين موضوع است ، به‌گونه‌اى كه اگر ذاتى باشد ذات هم خواهد بود و گرنه ، برپايى و استوارى ذات به ان است ، مانند ستون خيمه كه اگر نباشد خيمه‌اى نيست ، مثل حيوان كه مقوّم انسان است ناطق كه مقوّم انسان است و هركدام كه نباشند ، آن موجود خارجى ، انسان نخواهد بود . 3 . صف دارد ، خارج از ذات و ذاتىها نيست ، بلكه داخل در ذات و تشكيل دهندهء ذات است و ذاتى به معناى مذكور ، سه شعبه دارد :
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 195 | على محمدى خراسانى