1 . خود ماهيّت و ذات كه بر موضوعش حمل مىشود و آن ويژگىها را دارد مثل زيد انسان كه انسان تمام ماهيّت زيد را تشكيل مىدهد و قوام زيد به آن است و اگر نباشد ، زيدى نيست و ويژگىهاى فردى ، فرع هستند .
2 . جزء مشترك اين ماهيّت كه جنس او باشد « كالحيوان بالنسبة الى الانسان » كه ذاتى او است و مقوّم انسان است به نوبهء خود .
3 . جزء مختص اين ماهيّت كه فصل او باشد « كالناطق للانسان » ، تمام اينها را در باب كلّيّات خمس ، ذاتىها گويند كه اعم از خود ذات و ذاتىها است .
( البتّه اينجا بحثى است كه بر خود ذات هم ذاتى اطلاق مىشود يا نه كه در باب كلّيّات خمس اطلاق مىشود ولو در باب ديگر اطلاق نشود ) پس ذاتى باب ايساغوجى شامل نوع و جنس و فصل هرسه مىشود چون هم خود ماهيّت داخل در ذات افراد است و هم جنس و فصل او و يقول علامّه در الجوهر النضيد ص 15 :
و قد منع اكثر اقدماء من اطلاق الذاتى على الاول ( نوع ) لان الذاتى منسوب الى الذات و الشيئى لا ينسب الى نفسه ، و هو ضعيف لانّها ذاتية لافرادها لا للماهية نفسها ( ذاتى به حمل شايع نه به حمل اولى ) .
و امّا عرضى : عبارت است از مفهوم كلّى كه در مقايسه با افرادش داراى ويژگىهاى ذيل است :
1 - محمول است ، يعنى بر افرادش حمل مىشود و در جواب « اىّ شيئى هو فى » عرضه واقع مىشود .
2 - خارج از ذات و ماهيّت موضوع است .
3 - عارض مىشود بر يك موضوع ، پس از تقوّم موضوع به جميع ذاتىها و پس از درست شدن موضوع و گرنه قبل از آن عروضى نيست .
چند مثال : الف - ضاحك از عوارض انسان است كه بر انسان عارض مىشود و مىگوييم الانسان ضاحك ضمنا از عوارض خاصهء به نوع الانواع است .
ب - ماشى بودن به معناى اعم كلمه كه منهم مين يمشى على بطنه و منهم من يمشى على رجليه . . . از عوارض حيوان است كه مىگوييم : الحيوان ماش ضمنا عرض خاصه به جنس سافل است .
ج - متحيّز بودن و مكان داشتن نسبت به جسم كه از عوارض خاصهء جسم است و
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 196
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٦