و مىگوييم : الانسان ماش ؛ ولى مخصوص به انسان نيست بلكه اعم است و بر حيوانهاى ديگر هم عارض مىشود ، يا مثلا طائر نسبت به كلاغ عرض عام است ، چون بر آن عارض مىشود : الغراب طائر ؛ بر غير آن هم عارض مىشود : الحمام طائر ، العصفور طائر و . . . و نيز مانند تحيّز نسبت به حيوان و جسم نامى كه اعم است ، يعنى هم بر آن دو عارض مىشود و هم بر انسان و هم بر جسم مطلق و . . . وجود لا فى الموضوع ؛ نسبت به جسم مطلق عرض عام است كه هم بر جسم عارض مىشود و هم بر ماده و صورت و نفس و عقل .
با اين محاسبهها مىتوان در تعريف عرض خاصه و عرض عام چنين گفت :
عرض خاصه عبارت است از آن كلّىاى كه خارج از ذات موضوع است و محمول بر موضوع است و خاص به موضوع خودش است .
و عرض عام : الكلّى الخارج المحمول على موضوعه و غيره .
( نكته : فايدهء مبحث كلّيّات خمس به عنوان مقدّمهاى براى مبحث معرف كاملا روشن است زيرا معرف يا حدّ تام است كه از جنس قريب و فصل قريب تشكيل يافته يا حدّ ناقص است كه از جنس بعيد و فصل قريب و يا رسم تام است كه از جنس قريب و عرض خاصه و يا رسم ناقصات كه از جنس بعيد و عرض خاصه يا عرض عام و عرض خاصه تشكيل مىشود ؛ پس در آغاز بايد انواع كلّيّات مفرد از نوع - جنس - فصل - قريب و بعيد ، عرض خاصه و عام را بشناسيم ) .
تنبيهها و توضيحها
پيش از اينكه تقسيمهاى عرض خاصه و عرض عام را بيان كنند . در اين ميان شش مطلب را به عنوان تنبيهها و توضيحها مىآورند .
تنبيه اوّل : عرض خاصه يا خاصهء به نوعى از انواع حقيقى است ،
مثل ضاحك نسبت به انسان و يا خاصهء به جنسى از اجناس يا نوعى از انواع اضافى است ؛ حال عرض خاصه به نوع ، هميشه عرض خاصه است و در نوع ديگر يافت نشود ، ولى عرض خاصه به جنس ، در مقايسه با جنس خودش ، عرض خاصه است ؛ امّا در مقايسه با جنس نازلتر يا نوع سافلتر ، عرض عام مىشود ، پس ممكن است شىء واحدى و يك امر عرضىاى نسبت