دو قاعدهء كليه :
1 - مقوم العالى مقوم السافل و لا عكس به عبارت ديگر :
كل مقوم للعالى مقوم للسافل و لا عكس ، اين قاعده داراى دو بخش است :
الف - بخش اثباتى كه يك موجبهء كلّىّه است : كل مقوم للعالى مقوم للسافل .
ب - بخش سلبى كه يك سالبهء جزئيه است : ليس كل مقوم للسافل مقوم للعالى .
كبراى كلّى : هر فصلى كه مقوّم نوع عالى ( از انواع اضافى ) باشد مقوّم نوع سافل هم مىباشد . مثلا حسّاس مقوّم حيوان و فصل قريب آن است كه حيوان نسبت به انسان نوع عالى است و همين حسّاس ، مقوّم انسان هم هست كه فصل بعيد او است . همچنين داراى نفس ناميه و غاذيه و مولده بودن كه هم مقوّم جسم نامى است كه نوع عالى است و هم مقوّم حيوان و هم انسان . همچنين است ابعاد ثاثه داشتن كه مقوّم جسم مطلق و جسم نامى و حيوان و انسان است ؛ فكل مقوم للعالى مقوم ؟ للسافل .
برهان : استدلالى كه براى اثبات اين موجه كلّيّه مىآورند ، عبارت است از قياس مساوات [ قياس مساوات در اصطلاح علم اصول فقه ، همان قياس مستنبط العلة است كه اهل سنت آن را قبول دارند و دانشمندان شيعه بالاجماع منكر آنند « 1 » و قياس آن باب ، در حقيقت تمثيل منطقى است كه در جاى خود خواهد آمد . امّا قياس در اصطلاح منطقى به معناى برهان است و آن از حيث شكل ، صومرى دارد كه در باب خود خواهد آمد ] يكى از انواع قياسها ، قياس مساوات است كه از مقدمهء خارجى مساوالمساوى مساو اخذ شده . وجه تسميه را در جاى خود بيان خواهيم كرد و اجال اينگونه استدلال ، آن است كه دو مرحله دارد :
1 . صغرائى و كبرائى و نتيجهاى .
2 . نتيجهء مرحلهء اوّل را صغراى مرحله دوم قرار داده و سپس يك مقدمهء خارجى هم به عنوان كبراى كلّى ضميمه مىشود كه ارزش قياس به همان مقدمه است ، زيرا اگر آن مقدّمه صدق باشد ، قياس ، منتج است اگر كذب باشد ، قياس عقيم است . آن مقدمهء جارجى كه در جاىجاى منطق بدان اشاره خواهد شد ، از قبيل : « جزء الجزء جزء » ، « اعم الاعم اعمّ » ، « اخص الاخص اخص » ، « لازم اللازمن لازم » ، « قس القسم قسم » ، « مساو المساوى مساو » و . . . اينها مقدّمههاى صادقاند ولى « نصف النصف نصف »
هامش
( 1 ) . در شرح اصول استنباط جلد دوم و نيز شرح اصول فقه جلد سوم تفصيلا بيان كردهام .