مىشود ، يعنى پس از اينكه جنس و ماهيّت مشترك را شناسايى كردهايم مثلا شبحى را از دور ديده و مىدانيم كه آن حيوانى از حيوانها است پس حيوانيّت براى ما معلوم است ولى نمىدانيم كه از كام نوع حيوانها است ؟ آيا از نوع انسان است ؟ يا فرس ؟ يا اسد ؟ بهطور طبيعى اين سؤال براى ما مطرح مىشود : اىّ حيوان هو في ذاته ؟ يعنى آن حيوانى كه از دور مىبينيم كدام نوع حيوان است ؟ و چه چيز در ذات و جوهر آن دخيل است ؟ در جواب اگر انسان است بايد گفت : ناطق ، و اگر فرس است بايد گفت ، صاهل ، اگر حمار است بايد گفت ، ناهق ، و اگر بقر است خائر و اگر اسد است مفترس و اگر كلب است لاهث و . . . يا اجمالا مىدانيم كه آن شيخ جسمى از اجسام است ولى آيا از جمادها است ؟ يا نباتها ؟ يا حيوانها ؟ نمىشناسيم ، از اينرو با كلمهء « اىّ » سؤال مىكنيم : اىّ جسم هو في ذاته ؟ در جواب بايد گفت : نام اگر شجر است ، حسّاس و متحرك بالارادة اگر حيوان است و . . . پس مشخص شد كه فصل در جواب « اىّ شيئى هو في جوهره » واقع مىشود و با اين محاسبات مىتوان فصل را اينگونه تعريف كرد :
فصل عبارت است از جزء ماهيّت لكن جزء مختص به همين ماهيّت و در جواب سؤال اىّ شيئى هو في ذاته مىآيد ، مثل الانسان اى شيئى هو في ذاته ؟ جواب : ناطق ، با سؤال از كلمهءاى شيئى بيان شد ، جنس و نوع كه در آنها با ما هو سؤال مىشود و با كلمهء في ذاته ، عنوان شد . عرض خاص و عام كه در آنها با اىّ از عوارض سؤال مىشود نه از ذات ، آمده . . . تا اينجا با سه قسم از اقسام كليّات خمس ، يعنى نوع - جنس - فصل - آشنا شديم .
تقسيمات
پس از اينكه با سه نوع از كليّات خمس يعنى نوع - جنس - فصل آشنا شديم كه به آنها ذاتيات يا كليّات ذاتيه مىگويند ، اينك مىپردازيم به بيان تقسيمهاى آنها و مجموعا چهار تقسيم براى اين سه قسم مىآورند :
تقسيم اوّل : نوع در تقسيمى به دو قسم مىشود : 1 - حقيقى . 2 - اضافى .
تقسيم دوم : جنس در تقسيمى سه قسم مىشود : 1 - قريب . 2 - بعيد . 3 - متوسط .
تقسيم سوم : نوع اضافى در تقسيمى سه قسم مىشود : 1 - عالى . 2 - سافل . 3 - متوسط .
تقسيم چهارم : فصل نيز جداگانه داراى دو تقسيم است :