تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
دارند ولى همين جسم نامى ، در مقايسه با جسم مطلق ( جسم بدون تقييد به اين‌كه نامى باشد يا نه ) نوع اضافى محسوب مىشود ؛ زيرا كه نوعى از انواع جسم مطلق است و جسم مطلق داراى سه نوع است : 1 - جمادها 2 - نبات‌ها 3 - حيوان‌ها ( البتّه على التحقيق كه حاجى سبزوارى در منظومهء منطق بيان كرده‌اند ميان جسم نامى و جسم مطلق دو مرحلهء ديگر هم هست كه يكى مرتبهء عنصريّت و ديگرى مرتبهء معدنيّت است ؛ يعنى از جسم نامى منتقل مىشويم به « ذو الصورة المعدنيه » كه معدن باشد و از آن منتقل مىشويم به « ذو الصورة العنصريه » كه عنصر باشد و از آن منتقل مىشويم به جسم مطلق ولى على المشهور از جسم نامى به جسم مطلق مىرسيم ) پس جسم نامى نوعى از انواع جسم مطلق است و نيز جسم مطلق فى حد ذاته و با قطع‌نظر از مقايسه ، جنسى از اجناس است كه در تحت آن انواع گوناگون با ماهيّت‌هاى مختلف وجود دارند ؛ ولى وقتى آن را با جوهر مقايسه مىكنيم ، مىبينيم كه جسم مطلق نوعى ، از انواع جوهر است ؛ زيرا كه جوهر داراى پنج نوع است : 1 - عقل . 2 - نفس . 3 - هيولى ( ماده ) . 4 - صورت . 5 - جسم . پس جسم در برابر جوهر ، نوع اضافى است ( البتّه اين يك مثال از مقولهء جوهر بود و بعدا مثال‌هاى زيادى از مقولات عرضى خواهيم آورد ) . تبصرة : مرحوم مظفّر نسبت ما بين نوع حقيقى و اضافى را از نسب اربع بيان نكرده ، ولى اجمال قضيه اين است كه : در رابطه با بيان نسبت بين آن‌ها دو نظر موجود است . 1 - متقدّمان معتقد بودند كه نسبت‌ها ، عموم و خصوص مطلق است ؛ يعنى نوع اضافى اعمّ مطلق و نوع حقيقى اخصّ مطلق است ؛ به اين دليل كه مىگفتند : هيچ نوعى از انواع حقيقى نيست ، مگر اين‌كه داخل در تحت يكى از مقولات عشر است ( بعدا اشاره‌اى به آن خواهيم داشت ) و اين مقوله‌ها را اجناس عالى مىنامند ؛ چون ما فوق آن‌ها جنسى وجود ندارد ، آن‌گاه هرچه كه مندرج در تحت اين‌ها باشد ، نسبت به خود آن‌ها نوع اضافى است . « فكل نوع حقيقى نوع اضافى و لا عكس كليّا اى ليس كل نوع اضافى نوعا حقيقيا بل بعض النوع الاضافى حقيقى كالانسان و بعضه ليس حقيقيا كالحيوان و الجسم النامى و . . . » 2 - مشهور متأخّرين برآنند كه نسبت‌ها عموم و خصوص من‌وجه است ، زيرا