تقسيم اوّل : فصل ، يا قريب است يا بعيد .
تقسيم دوم : فصل ، يا مقوم است يا مقسم .
امّا تقسيم اوّل از چهار تقسيم : كلمهء نوع در اصطلاح منطقيان مشترك لفظى است ، ميان دو معنى و مقسم است براى دو قسم 1 - حقيقى 2 - اضافى ( كه البته عند الاطلاق يعنى استعمال لفظ نوع ، بدون پسوند همان اوّلى تبادر مىكند و نوع اضافى هميشه مقيد به مقيّد اضافى استعمال مىشود ) .
امّا نوع حقيقى ، عبارت است از قسم اوّل از كليّات خمس كه قبلا تعريف آن با مثالش بيان شد و خلاصه اينكه : نوع ، عبارت است از كلّىاى كه بر افراد متفقة الماهية حمل مىشود و تمام ذات آن افراد را تشكيل مىدهد ؛ مثل انسان نسبت به زيد و عمر و . . .
و امّا نوع اضافى ( يعنى نسبى كه در مقايسه و نسبتسنجى و بالاضافة الى الغير است ) عبارت است از هر مفهوم كلّىاى كه بالاتر از آن جنسى باشد و در مقايسه با مفهوم وسيعتر ، داخل در تحت آن بوده و نوعى از انواع آن باشد ، بنابراين نوع اضافى در مقايسه با جنس ما فوق خود ، نوع ؛ ناميده مىشود ؛ با قطعنظر از اينكه فى حدّ ذاته و بدون مقايسه با غير هم ذاتا جنسى از اجناس باشد كه تمام حقيقت مشترك ميان افراد مختلفة الحقيقة است و يا ذاتا نوعى از انواع باشد كه كمال الحقيقة المشتركه ميان افراد متفقة الحقايق است .
مثال : خود انسان في نفسه نوع حقيقى است و تمام ذاتيات افراد خود را تشكيل مىدهد ، ولى همين انسان در مقايسه با حيوان كه جنس قريب آن است ، نوعى از انواع اضافى خواهد بود ؛ چراكه حيوان داراى انواع گوناگونى است كه يك نوع آن انسان مىباشد كه داخل در تحت حيوان است . همچنين حيوان فى حد نفسه و با قطعنظر از مقايسه با جنس برتر از خودش ، جنسى از اجناس است كه در تحت آن انواع گوناگون و افراد مختلفة الماهية از انسان و فرس و . . . داخل مىباشد ولى بالنسبة به جنس ما فوق خودش يعنى جسم نامى ، نوعى از انواع جسم نامى به شمار مىآيد ؛ زيرا كه جسم نامى دو نوع دارد 1 - نباتها 2 - حيوانها پس حيوان داخل در تحت كلّى ما فوق يعنى جسم نامى است . و همچنين جسم نامى فى حدّ نفسه از اجناس است و تمام حقيقت مشترك ميان دو نوع مختلف يعنى نبات و حيوان است كه هركدام در تحت خود ، انواع گوناگون
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٨