مرحلهء دوم : گاهى بهواسطهء ماى حقيقى ، از ماهيّت و حقيقت جزئيات متفقة الماهيّة پرسيده مىشود ، مثلا مىپرسيم : زيد و عمرو و بكر ما هم ؟ يا ماهى ؟ يا مىپرسيم : هذا الفرس و ذاك الفرس و . . . ما هم ؟ يا ماهى ؟ و گاهى هم سؤال از حقيقت و ماهيّت جزئيات مختلفة الحقايق مىشود ؛ مثلا مىپرسيم : زيد و عمرو و خالد ( همه از يك حقيقتاند ) و هذا الفرس و هذا الاسد و . . . ماهى ؟ آيا ميان دو سؤال فرق است ؟
آرى ، اگرچه هردو در اين جهت مشتركند ، كه سؤال از ماهيّت جزئيات است اين گونه كه سؤال اوّل ، از ماهيّت و حقيقت جزئيات و افرادى است كه در اصل ماهيّت متفق و مشتركند و تنها در تعداد و مشخصات فرد فرق دارند كه مثلا دو فرد يا سه فرد يا ده فرد ، از افراد يك ماهيّت هستند و ما به دنبال شناسيايى آن ماهيّت هستيم . سؤال دوم از حقيقت و جوهر جزئياتى است كه هم از لحاظ ماهيّت و هم به حسب عدد ، مختلف و متعدد و متفاوت هستند . زيرا كه زيد و عمرو و خالد از يك ماهيّت و هذا الفرس از ماهيّتى و هذا الاسد ، از ماهيّت ديگر است ؛ آنگاه جواب سؤال اوّل بايد متناسب با سؤال باشد ، يعنى ، با تمام حقيقت مشترك ميان زيد و عمرو و بكر پاسخ داده شود و آن تمام حقيقت مشترك عبارت است از انسان كه نامش را نوع گذاشتيم ، پس نوع در جواب دو سؤال واقع مىشود : يكى در جواب سؤال از ماهيّت و حقيقت يك جزيى مثل ما زيد ؟ انسانها . و ديگرى در جواب سؤال از افراد مختلفهاى كه متفقة الماهيّة باشند مثل : ما زيد و بكر و خالد ؟ انسانها . كه انسان حاوى تمام اجناس و فصول آنها است ؛ جواب سؤال دوم هم بايد متناسب با سؤال ، جواب از تمام حقيقت مشترك ميان آن جزئيات باشد و آن تمام حقيقت مشترك حيوان است و اگر اضافه بر آنچه ، مجموع ذاتيات مشترك باشد ، ايراد كنند مانند ناطق كه ذاتى خاص به انسان است و صاهل ( بانك اسبان ) كه ذاتى خاص بفرس است ، سخنى فضله غير جواب به جواب اضافه كردهاند براى آنكه سؤال از آن مجموع ، يك سؤال فرض كردهايم و جواب يك سؤال ، يك جواب مىتواند باشد .
آرى ، اگر سؤالكننده گفته بود : انسان چيست ؟ فرس چيست ؟ زيد چيست ؟ اى فرس چيست ؟ بايد جواب به ذاتى خاص مسؤول عنه باشد كه : حيوان ناطق ، حيوان صاهل ، حيوان خائر - حيوان مفترس ، حيوان ناهق ، حيوان لاهث و . . . ولى نه چنين است .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٤