مىشود ، نامش عرض عام است مثل ماشى - متحرك ، آكل - شارب ، نائم و . . .
و امّا بيان تفصيلى : بهطور كلّى در لغت عرب با يازده كلمه سؤال مىشود از قبيل :
من - ما ، اىّ ، هل - لم - متى - اين - كيف و . . . كه تفصيل آن در اوّل مبحث معرّف ، خواهد آمد ، ضمنا هركدام از ما و هل و لم دو قسم دارند كه در آنجا تبيين خواهد شد و فعلا در باب كليّات خمس با سه كلمه سروكار داريم :
1 - من 2 - ماى حقيقى ( در مقابل ماء شارحه كه خواهد آمد ) 3 - اىّ و براى تشريح نوع و جنس و فصل ، چهار مرحله سؤال مطرح است كه با شناخت جوابهاى آنها اين سه قسم ذاتى را خواهيم شناخت .
مرحلهء اوّل : گاهى بهواسطهء « من » و گاهى توسّط « ما » سؤال مىشود في المثل گاه كسى از شما مىپرسد : من هذا ؟ يا من هو ؟ و گاهى مىپرسد : ما هذا ؟ يا ما هو ؟ حال ميان اين دو سؤال فرق واضحى است و آن اينكه : بهواسطهء من هذا سؤال از هويّت شخصى و مشخصات فردى مسؤول عنه است ، مثلا فرض كنيد : در مجلسى نشستهايد ، ناگهان شخصى وارد مىشود و همهء اهل مجلس به احترام او از جاى برمىخيزند و او احترام كرده ، در صدر مجلس جاى مىدهند شخصى كه كار شما نشسته تازه وارد است و شخص قادم را نمىشناسد از اينرو ، اين همه تعظيم و تكريم براى او شگفتآور بومده ، از شما مىپرسد : من هذا ؟ يعنى اين شخص كيست كه اينهمه احترام دارد ( از من هذا در فارسى به كيست اين ، تعبير مىشود و سخن از كيستى فرد است ) حال در اين جا اگر شما در جواب بگوييد : انسان است ، حيوان ناطق است و . . . جوابتان خندهدار خواهد بود ؛ زيرا كه سؤالكننده خود مىداند كه او انسان است ، نه فرس - بقر هنگام ورود او به مجلس به چشم خود ديد كه او هم ، مثل خودش انسان است و به اين وسيله جواب سؤال داده نشد ؛ چون سؤال از مميّزهاى فردى است و انسان ، مميّز نيست ، چون ميان او و همهء افراد انسان مشترك است از اينرو بايد جواب ديگرى دهد و از سؤالكننده رفع ابهام و حيرت كند .
مثلا بگويد : اين آقا ، آقازادهء فلان عالم و آيت اللّه و مرجع تقليد است ، آقازادهء فلان مسؤول مملكتى است ، آقازادهء امام است .
يا مثلا بگويد : اين آقا پدر فلان شهيد است ، پدر فلان عالم است .
يا بگويد : اين آقا نويسندهء فلان كتاب ارزشمند است ؛ مثلا صاحب كتاب الغدير
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٢