تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
ب : نقيض در مورد تصوّرها و نسبت‌ها كه الان مورد بحث است ، با نقيض در مورد قضايا و تصديق‌ها كه بعدا در بيان احكام قضايا دربارهء تناقض خواهد آمد فرق دارند و آن اينكه : اوّل اين‌كه نقيض كلّ شيئى رفعه و اين در همه جا هست ؛ ولى از اين كه بگذريم ، نقيض در مورد قضايا دو نسبت است كه نسبت سلبى با ايجابى تناقض دارد ، مثل زيد قائم يا زيد ليس بقائم . مثل موجبهء كلّيّه با سالبهء جزئيه كما سيأتى . ولى نقيض در مورد تصورها به افزودن لاء نفى است كه مثلا انسان لا انسان و حيوان ، الحيوان شود . ج : بيان نسبت‌ها ميان عينان نيازى به برهان نداشت و مسأله از ضرورىهاى عقلى بومد و تصوّر آن مستلزم تصديق ، زيرا كه الّا و لابد دو كلّى كه هركدام قابل صدق بر كثيران هست در مقايسه باهم يا متساويان‌اند يا متباينان ولى بيان نسبت‌ها در مورد نقيضان محتاج به برهان است ؛ زيرا كه امرى نظرى و استدلالى است مثلا في ، وقتى ما ادّعا مىكنيم كه دو نقيض دو كلّى متساوى هم ، مانند خود عينان متساويان هستند ؛ جا دارد ، كسى بگويد ما الدليل و البرهان على هذكا ؟ از اين‌رو ، هريك از اين نسبت‌ها را ، ميان نقيضان با برهان ، اثبات خواهيم كرد و برهانى كه مىآوريم به‌نام برهان خلف ، يا برهان سبر و تقسيم است ؛ يا طريقهء استقصاء كليّهء احتمال‌ها يا روش دوران و ترديد است كه تمامى اين عنوان‌ها و اصطلاح‌ها ، در مباحث قياس به تفصيل بيان خواهد شد ، در اين‌جا به اجمال روش موردنظر را توضيح مىدهيم و آن يك‌يك به دست مىآورد و به صورت قضيّهء منفصل مىگويد فلسفهء فلان امر يا اين داشته باشند ؛ سپس شروع مىكند به برّرسى و ابطال و نقض يكايك احتمال‌ها تا آن‌جا كه در پايان يك احتمال ، معيّن مىشود و نتيجه مىگيرد ، كه عامل اصلى و علّت فلان حادثه ، اين احتمال است و لاغير ( البته اين روش همه‌جا منتج نيست بايد به‌گونه‌اى باشد كه احتمال‌هاى به دست آمده ، از نظر عقلى منحصر به همين احتمال‌ها باشد و احتمال ديگر را عقل نفى كند و الّا اگر استقرايى شد و احتمال ديگرى هم آمد اين روش يقين‌آور نبوده و ارزش برهانى ندارد ) مثلا در ارتباط با فلسفهء حرمت شراب در اسلام دقّت مىكند ، كه علّت آن چيست ؟ آيا علّت آن است كه چون مايع است ، حرام است ؟