( مثل كبوتر ) و بعض الاسود ليس بطير ( مثل پشم سياه ) .
تشبيه : براى نزديك شدن مطلب به ذهن دو كلّى مذكور را تشبيه مىكنند به دو خطى كه هركدام در نقطهء معينى يكديگر را قطع مىكنند و در نقاط ديگر از هم جدا مىشوند مثلا در اين علامت ضربدر اگر دقّت شود ، نقطهء تلاقى و تقاطع ، مادّهء اجتماع است و نقاط ديگر هر خطّ مادّههاى افتراق را تشكيل مىدهد ، آنگاه مىتوانيم از علامت مذكور استفاده كرده ، بگوييم ، ب * ج يعنى ، ب و ج ، از نسب اربع عموم و خصوص منوجه است و خود ب و ج هم كه رمز هستند .
4 . نسبت تباين كلّى : اين نسبت هميشه ميان دو مفهوم كلّىاى است كه هيچگاه با هم جمع نشده ، بر هيچ فردى از افراد يكديگر صدق نمىكنند بلكه صددرصد از يكديگر بينونت و جدايى دارند ؛ گويا هركدام ديگرى را سه طلاقه كردهاند حال ، چنين نسبتى را تباين و آن دو كلّى را متباينان گويند .
مرجع دو كلّى متباين ، دو قضيهء سالبهء كلّيّه است ، كه از صدق آن دو يقين به اين نسبت ايجاد مىشود و از كذب احدهما يا كلاهما و صدق نقيضشان يقين به عدم اين نسبت پيدا مىكنيم . مثال متاينان فراوان است ، به اينكه جميع اقسام اربعهء تقابل كه در پايان مباحث الفاظ مطرح بود ، معمولا از اين قبيل هستند ؛ يعنى ، متناقضان كالانسان و اللاانسان ، ملكه و عدم ملكه كالعمى و البعر ، متضادان كالسواد و البياض و متضايفين معمولا ميان مصاديق آنها ، تباين كلّى است ؛ زيرا كه لا شيئى من الانسان بلاانسان و لا شيئى من لا انسان به انسان ، لا شيئى من الاعمى بالبصير و لا شيئى من بصير با عمى . همچنين برخى از اقسام متخالفان هم نسبت بين آن دو تباين كلّى است و آن موردى است كه متخالفان هردو از مقولهء جوهر باشند ، مثل زيد و عمرو ، انسان و فرس ، حيوان و شجر كه قبلا در باب خود بيان شد ، زيد و عمرو بماهما متغايران حتما متباينان هستند .
تشبيه : براى نزديك شدن مطلب به ذهن مىفرمايد : مثل دو كلّى متباين ، مثل دو خطى است كه به موازات يكديگر ترسيم مىشوند و اگر عمودى يا افقى ، صدها فرسخ بلكه تا بىنهايت اين دو خطّ را امتداد دهيم ، هرگز يكديگر را قطع ننموده ، باهم تلاقى نخواهند داشت و مىتوانيم علامت تباين را از همين دو خطّ موازى هم بگيريم و بگوييم : ب / / ج يعنى ب مباين با ج است . تا اينجا كاملا با انواع نسبتها آشنا شديم ؛ در اينجا به دو نكته اشاره مىكنم :
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٥٧