تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
قابل حمل است ؛ ولى كلّى ديگر به مراتب دايره‌اش از اوّلى تنگ‌تر و تنها بر بعض افراد كلّى اوّلى ، صادق است ، نه همهء آن‌ها مانند انسان و حيوان ، نام اين دو كلّى را اعّم و اخّص مطلق گفته ، نسبت بين آن دو را عموم و خصوص مطلق نامند . د . هيچ كدام از دو مفهوم كلّى در هيچ فردى از افراد يكديگر مشاركت نداشته ، بلكه به تمام معنى الكلمه از يكديگر مباينت و مفارقت دارند مانند انسان و حجر سنگ ، نام اين دو كلّى متباينان است و نام نسبت بين آن دو تباين كلّى است ؛ با اين محاسبه روشن مىشود كه چگونه حصر نسبت‌ها به چهار تا حصر عقلى است ، زيرا كه شقّ پنجم در آن متصوّر نيست به اين‌كه ما دو مفهوم كلّى داشته باشيم كه يكى از آن دو بر جميع افراد ديگرى صدق كند ، ولى ديگرى بر هيچ فردى از افراد اوّلى صادق نباشد البتّه چنين چيزى از محالات است ؛ زيرا وقتى يك طرف صدق كلّى بود الّا و لابد يا طرف ديگر هم صدق كلّى است كه متساويان گويند و يا صدق جزيى است كه عام و خاص مطلق نام دارد ؛ پس شقّ پنجم مجرّد فرض است و واقعيّت ندارد . ان قلت : پس نسبت تباين جزيى را چه مىگوييد ؟ آيا آن يك نسبت پنجم محسوب نمىشود ؟ قلت : خير به زودى خواهيم گفت ، كه مراد از تباين جزيى عبارت است از تباين در جمله و آن دو فرد ، بيشتر ندارد . يا تباين كلّى است ، يا عاملين من‌وجه ، پس باز به همين دو تا برمىگردد و نسبت مازادى در كار نيست . و امّا بيان تفصيلى : نسبت‌ها چهار قسمند و هر قسمى احكامى دارد : 1 . نسبت تساوى كلّى : اين نسبت هميشه ميان دو مفهوم كلّىاى است كه در جميع افراد و مصاديق خارجى با يكديگر مشترك باشند ، يعنى ، هركدام بر جميع افراد ديگرى صدق كند و مادّهء نقضى در كار نباشد ؛ نام چنين نسبتى ، تساوى و نام چنين دو مفهوم كلّىاى ، متساويان است . مرجع متساويان به دو موجبهء كلّيّه است ؛ يعنى ، اگر بخواهيم به يقين بشناسيم كه ميان دو نسبت ، تساوى است ، بايد ببينيم كه از دو كلّى ، دو موجبهء كلّيّه حاصل مىشود كه هردو صادق باشند ، ؟ يا نه ، اگر ايجاد شد ، البتّه متساوييند و اگر نقيض آن صدق كرد نه خود موجبهء كلّيّه البتّه متساويان نيستند . مثال : انسان و متعجّب ، انسان و ناطق متساويان هستند زيرا اينكه بگوييم ، كلّ
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 154 | على محمدى خراسانى