تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
تناقض هشت وحدت را شرط مىدانستند ( كه در باب تصديقات در بخش احكام قضايا خواهد آمد ؛ ولى مرحوم ملا صدرا وحدت نهمى به آن افزوده و نامش را وحدت در حمل گذاشت و ثابت كرد كه اگر دو قضيّهء موجبه و سالبه هردو حملشان اولى باشد يا هر دو شايع صناعى باشد ، تناقض پيدا مىكنند ، ولى اگر يكى به حمل اولى و ديگرى به حمل شايع باشد ، تهافت و تناقض مرتفع مىشود و بدين‌وسيله مشكلات فراوانى را از سر راه علم و فلسفه و منطق برداشت . با توجّه به مقدمّه‌هايى كه گذشت : هنگامى كه بخواهيم در محيط ذهنمان قضيه‌اى درست كرده و حكمى داشته باشيم ؛ يك مفهوم كلّى را موضوع قرار مىدهيم ( مثلا مفهوم كلّى انسان را ) سپس حكم و محمولى براى آن جستجو مىكنيم و بر آن بار مىكنيم كه از دو حال خارج نيست : 1 - گاهى هست كه تمام نظر و توجّه به نفس مفهوم كلّى و ذات آن و خود ماهيّت به ما هي هي ( كه ظرف وجودش در ذهن است ) ، دوخته مىشود و طبيعت را به ما هي مفهوم ذهنى در نظر مىگيرد و از افراد خارجى به كلّى قطع‌نظر مىكند و براى خود كلّى اصالت ، استقلال قائل مىشود مثلا مىگويد : « الانسان حيوان ناطق » ، نام اين قسم از حمل ، حمل اولى ذاتى است و انسانى كه در اين قضيه موضوع واقع شده ، انسان به حمل اولى يعنى ، مفهوم انسان است و چنين حملى منحصر به تمام ذاتيات شيئى يعنى اجناس و فصول قريبه و اخيره او است و لاغير ، و منطقى نام اين‌گونه قضايا را قضاياى طبيعى مىگذارد و قضاياى طبيعى تنها در فلسفهء الهى كه درباره ماهيت‌ها تحقيق مىشود مورد استعمال دارد ولى در علوم ديگر هيچ‌گاه به كار نمىآيد . و به اين اعتبار به انسان كه موضوع است مفهوم گويند و اسم خاص ديگرى ندارد . 2 - گاهى هست كه ما عنوان و مفهوم كلّى را موضوع براى حكمى قرار مىدهيم ولى نه طبيعت به ما هيهي ، نه مفهوم من حيث هو مفهوم ، نه وجود ذهنى بما هو وجود بلكه در حقيقت ، حكم و محمول ، براى افراد و مصاديق خارجى اين مفهوم كلّى ثابت است و موضوع اصلى اين محمول افراد خارجىاند ، ليك به جاى اين‌كه دانه دانهء مصاديق را موضوع قرار داده ، حكمى بر آن‌ها بار كنيم يك‌جا و در يك كلام با مفهوم كلّى به آن‌ها اشاره مىكنيم و اين مفهوم كلّى كه موضوع واقع شده تنها و تنها عنوان مشير است ، مرآتيت دارد براى نشان دادن افراد و مصاديق ، طريق و آلتى است ،