تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
كرديم كه امور شخصيه هم قابل ادراك هستند ، و گرنه صورت محمد ، مدرسه و . . . در ذهن ما واقع نمىشد . از مثال دوم به اين نتيجه مىرسيم كه مفهوم جزيى منحصر به جزيى حقيقى نيست ، بلكه جزيى اضافى هم داريم ، مانند انواع حيوان‌ها ، در مقايسه با حيوان كه جزيى اضافى هستند . از مثال سوم ، هم به اين نتيجه مىرسيم كه لازم نيست مصاديق يك مفهوم كلّى هميشه از امور وجودى و حقايق خارجى باشند كه در عالم خارج موجودند ، بلكه مصداق عبارت است از هر آن چيزى كه مفهوم و صورت ذهنيه بر آن صدق مىكند خواه امر وجودى باشد و خواه امر عدمى ، ولى مصداق بودن هر چيزى به حسب خود او و متناسب با خود او است .

عنوان و معنون

در مبحث پيشين با تعريف مفهوم و مصداق آشنا شديم و دانستيم كه مفهوم عبارت است از صور ذهنى اشيا و مصداق عبارت است از حقايق خارجى اشيا ، اينك در اين بحث با تعريف عنوان و معنون آشنا مىشويم كه همان مفهوم از يك زاويه عنوان ناميده مىشود و همان مصداق به يك اعتبار معنون ناميده مىشود . پيش از ورود در اصل بحث ، سه مطلب را به عنوان مقدّمه بيان مىشود : مقدّمه اوّل : كلمه عنوان ، مصدر دوم باب فعلل است . « عنون ، يعنون ، عنونة و عنوانا » كه در لغت عرب به معناى دليل و طريق و راهنما است ، عرب به آدرس پشت نامه ، « عنوان الخطاب او الرسالة او المكتوبة » مىگويند ، يعنى آدرسى كه توسّط آن مىتوان شهر مقصد و منزل و شخص موردنظر را كه مخاطب اصلى نامه است پيدا كرد . عنوان كتاب يعنى اسمى كه بر روى جلد كتاب نوشته شده و ما را با مقاصد و مطالب كتاب به اجمال آشنا مىكند ، مثلا شخصى كتابى در موضوع منطق مىنويسد و نامش را روش انديشه ، رهبر خرد ، هنر فكر كردن ، المنطق و . . . مىگذارد كه اين عنوان مشير است يعنى ، اگر چه كسى لاى كتاب را باز نكند امّا به اجمال پى مىبرد كه مطالب اين كتاب پيرامون علم منطق است ؛ يا مثلا شخصى در موضوع فلسفه كتابى مىنويسد و نامش را بدايه الحكمه ، نهايه الحكمه ، حكمه الاشراق ، اصول فلسفه و روش رئاليسم و . . . مىگذارد كه اشاره به محتواى كتبا دارد ؛ يا شخصى كتابى در فقه مىنويسد و نام آن را قواعد
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 144 | على محمدى خراسانى