ندارد . صدقش بر بعض افراد اولويت داشته يا زيادتر يا مقدم بر بعض ديگر نيست . همهء افراد در برابر آن مفهوم كلّى يكسانند مثلا مفهوم كلى انسان كه به معناى حيوان ناطق است بر همهء افراد بشر بدون استثناء و بهطور برابر صادق است يعنى ماهيت همهء انسانها حيوان ناطق است يعنى در همه جوهريت و جسميت و نامى بودن و حسّاس و متحرك بالاراده بودن و ناطق بودن يعنى مدرك كليات بودن على السويه موجود است . اينچنين نيست كه برخى افراد بشر حيوان ناطق بود نشان زيادتر يا شديدتر باشد .
آرى در خصوصيات فرديه تفاوت بسيار است مثلا سفيدپوست هستند و برخى سياه ، برخى از انسانها قدبلند و برخى متوسط و برخى كوتاهقد هستند برخى از انسانها قوىترند از بعض ديگرند ، بعضى سالمتر از بعض ديگر هستند ، از لحاظ اخلاق و آداب معاشرت ميان افراد بشر بسيار فرق است . از لحاظ فكر و انديشه و نبوغ فكرى از بزرگترين نابغههاى دنيا امثال ابن سيناها تا كند فهمترين انسانهاى عالم مراتب وجود دارد ولى تمام اينها به قول حكماى مشاء مربوط به اعراض است و در ماهيت يعنى حيوان ناطق بودن همه مساوى هستند و هيچ كدام انسانتر از ديگرى نيستند بلكه همه انسانند .
( به معنايى كه منطق در نظر دارد نه دين و اخلاق )
مفهوم كلى حيوان كه به معناى حساس و متحرك بالارادهء است نيز چنين مىباشد اين معنا نيز بهطور مساوى در همهء انواع گوناگون حيوان اعمّ از پرندگان ، خزندگان ، چرندگان ، درندگان و انسانها وجود دارد . كرمخاكى كه در گلولاى مىزيد نيز از حسّ لامسه برخوردار است ، بنابراين حسّاس و متحرك است . پس صدق حيوان بر بعضى ، با برخى ديگر متفاوت نيست آرى در صفات خارجيه و اعراض و مشخصات فرديه و نوعيه ممكن است هزار تفاوت وجود داشته باشد ولى در ماهيت حيوانى همه مساوى و برابرند . مفهوم كلّى جسم نامى نسبت به افرادش نيز همينگونه است مانند مفهوم كلى جسم مطلق نسبت به افرادش ، مفهوم كلى جوهر نسبت به افرادش ، مفهوم كلى طلا نسبت به افرادش .
نام اينگونه مفاهيم كليه را كلى متواطى مىگويند و وجه نامگذارى آن است كه تواطؤ به معناى توافق و تساوى است و اينگونه كليّات متواطى يعنى متوافق الافراد و متساوى المصاديق هستند لذا متواطى نام دارند .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٠