و واقعيت و مابازاء نيستند كه ماوراء كلام واقعيتى داشته باشند تا كلام از آن حكايت كند و در نتيجه متصف به صدق يا كذب شود ، بلكه معانى اين امور توسط خود انشاء ايجاد مىشود لذا صدق و كذب برنمىدارد . بنابراين مىتوان انشاء يا مركب تام انشايى را اين گونه تعريف كرد :
« المركب التام الّذي لا يصح ان نصفه بالصدق و الكذب » .
بيان تقسيم سوّم : گرچه مصنف بدان اشاره نكرده ولى بيان آن تقسيم لازم است و در كتب ديگر منطقى آمده است . اجمال مطلب اينكه مركب ناقص دو قسم است :
1 . تقييدى . 2 . غيرتقييدى .
مركب ناقص تقييدى آن است كه جزء دوّم ، قيد جزء اوّل باشد و توسط آن جزء اوّل ، مقيد و محدود شود . مركب ناقص تقييدى خود شعبى دارد : گاهى تقييد بالاضافه است يعنى جزء دوّم مضاف اليه است ، مانند « غلام زيد » كه غلام مختص به زيد شده است . گاهى تقييد ظرفى است يعنى جزء ثانى ظرف جزء اوّل است ، مانند « قائم في الدار » كه دار ظرف قيام است .
مركب ناقص غيرتقييدى آن است كه جزء ثانى قيد جزء اوّل نباشد ، مثل : « في الدار » كه كلمهء « دار » قيد في نيست ، چون « فى » حرف است و حرف از ابتدا براى يك معناى جزئى وضع شده كه وضعش عام و موضوعلهاش خاص و جزئى است و توسعه ندارد كه قابل تقييد باشد . همچنين مانند « خمسه عشر » كه « عشر » قيد « خمسه » نيست ؛ زيرا « خمسه » اگرچه قابل تقييد است ولى « عشر » قيد او نيست و در واقع بينهما « واو » عاطفهاى بوده كه « خمسه » و « عشر » باشد . آرى تقييد « خمسه » وقتى است كه بگوئيم :
پنج گلابى ، پنج سيب . در بخش معرّف از مركبات ناقص تقييدى استفاده مىشود و معرف از آن تشكيل است .
اقسام مفرد
لفظ مفرد ( به اصطلاح منطقى ) يا كلمه ( به اصطلاح نحوى ) بر سه نوع است :
1 . كلمه ( منطقى ) يا فعل ( نحوى ) 2 . اسم 3 . ادات ( منطقى ) يا حرف ( نحوى ) .
الف ) قسم اوّل : براى آشنايى كامل با كلمه يا فعل ابتدا مطلب را در قالب مثالى تجزيه و تحليل نموده ، سپس به تعريف و توضيح نكات مىپردازيم و در پايان وجه تسميه كلمه را بيان خواهيم كرد :