با گفتن همين كلام ، وجوب و لزوم حفظ درس ، ايجاد شد .
2 . فعل نهى ، مثل : « لا تجالس دعاة السوء » يعنى با كسانى كه تو را به سوى بديها ، زشتىها و پستىها دعوت مىكنند همنشين مباش ! با همين كلام ، منع و حرمت مجالست با اين دسته ، ايجاد مىشود .
3 . استفهام و پرسش ، مانند : « هل المريخ مسكون » يعنى آيا كرهء مريخ مسكونى است ؟ و موجودات زنده در آن سكونت دارند يا نه ؟ في الواقع ممكن است مسكونى باشد يا نه ، ولى اين استفهام و پرسش ، انشاء و ايجاد سئوال است .
4 . ندا و خواندن ، مثل : « يا محمّد » با همين نداء ، انشاء مىشود .
5 . تمنى و آرزو كردن ، مثل : « لو انّ لنا كرة فنكون من المؤمنين » يعنى اى كاش راه بازگشتى بود و دوباره به دنيا برمىگشتيم . و جزء مؤمنين مىشديم . اين يك آرزوى محال است و با گفتن همين جمله ، تمناى خويش را ابراز مىكند .
6 . تعجب ، مانند : « ما اعظم خطر الانسان » يعنى چقدر خطر انسان بزرگ است ؟ و چه گرفتاريهايى فراراه او است كه با همين كلام ، انشاء و ايجاد تعجب مىكند .
7 . عقود : ( انشاآتى كه داراى دو طرف هستند يعنى هم ايجاب دارند و هم قبول عقود ناميده مىشوند ) مانند عقد بيع ، عقد اجاره ، عقد نكاح ، عقد وكالت مثلا در باب بيع آقاى فروشنده با گفتن « بعت » ايجاد و انشاء تمليك عين به مال مىكند و هكذا در « آجرت » و « انكحت » كه انشاء اجاره و نكاح است و اگر اين جملات را به قصد اخبار بگويد كفايت نمىكند .
8 . ايقاعات ( انشاآتى كه يكطرفه بوده و تنها داراى ايجاب هستند و قبولى در كار نيست ) مانند صيغهء طلاق كه اگر مرد با شرائط آن را انشاء كند و به قصد انشاء به همسرش بگويد : « انت طالق » كار تمام است و فراق و جدايى محقق مىشود ، و مانند صيغهء عتق كه اگر مولايى به عبد خود بگويد : « انت حرّ » يا « اعتقك في سبيل اللّه » عتق حاصل مىشود ، در باب طلاق ، زن « قبلت » بگويد يا نه ، در باب عتق ، عبد قبول بكند و راضى به عتق باشد يا خير ، طلاق و عتق محقق مىشود . در باب وقف عام همينكه واقف با شرائط ، مكانى را براى مسجد ، حسينيه يا مدرسه وقف كند كفايت مىكند و نيازى به قبول ندارد آرى در باب وقف خاص به قول مشهور قبول لازم است . هيچ كدام از اين مركبات هشتگانه مضامينشان قطعنظر از خود كلام و انشاء ، داراى حقيقت
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٣