مثل عبد در عبد اللّه مثل حرف ميم در كلمهء محمّد و حرف قاف از كلمهء قرء است .
خواجه طوسى ره در منطق اشارات ص 33 مىنويسد :
و قال « الشيخ الرئس » : « حين هو جزئه ليعلم ان الجزء من حيث هو جزء لا يدل على شيئى آخر فان دل بارادة اخرى لا يكون من حيث هو جزؤه و لا ينافى ما قصدناه » .
لفظ مركب : مركب را در اصطلاح منطقى قول هم مىگويند كه در باب قضايا از آن بحث مىشود مركب يا قول عبارت است از : لفظى كه داراى جزء است و جزء لفظ هنگامى كه جزء است بر جزء معنى دلالت دارد پس مركب آن لفظى است كه واجد تمام چهار ويژگى مذكور در اقسام مفرد باشد يعنى لفظ آن داراى جزء است ، معناى آن داراى اجزاء است ، جزء لفظ بر جزء معنى دلالت دارد و اين دلالت مقصود متكلم نيز مىباشد ( البته به عقيدهء مصنف قسم چهارم ؛ يعنى دلالتى كه مقصود متكلم نباشد وجود ندارد . چند مثال :
الف : مركب ناقص مثل « غلام زيد » كه غلام بر شخص خارجى اطلاق مىشود و زيد بر ذاتى كه مولاى اين غلام باشد دلالت دارد . همچنين عبد اللّه ، حيوان ناطق ، اگر علم شخص نباشد .
ب : مركب تام انشايى مثل « اضرب زيدا » كه « اضرب » بر معناى زدن و ضمير مسستتر مخاطب بر شخص مورد خطاب و زيد هم بر هيكل خارجى دلالت دارد و مجموع كامل هستند .
ج : مركب تام خبرى كه موضوع و محمول و طرفين قضيه مفرد باشند مانند « الخمر مضر » كه خمر بر آن ذات و مضر بر آن وصف دلالت دارد و هر جزئى بر جزء معنا دالّ است .
د : مركب تام خبرى كه هردو طرف قضيه ، خود ، مركب باشند مانند : « شر الاخوان من تكلف له » يعنى بدترين دوستان كسانى هستند كه انسان براى آنها به كلفت و مشقت بيافتد . كه كل قضيه مركب تام خبرى است و « شر الاخوان » و « من تكلف له » نيز مركب ناقص هستند .
ه : طرف موضوع مركب باشد و طرف محمول مفرد باشد مانند : « التصرف في ملك الغير حرام » كه موضوع داراى اجزاء است و مركب است ولى محمول مفرد است .
و : برعكس مورد پيشين باشد يعنى طرف موضوع مفرد و جانب محمول مركب
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٩