تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
خداست . در اين مثال علم شخصى كلمهء محمّد است كلمهء عبد اللّه نعت براى آن حضرت است ، يعنى محمّد بندهء خدا است . « 1 » به اين عنوان كلمهء عبد اللّه مركب است و تعريف مركب بر او صادق است ، چون جزء لفظ بر جزء معنا دلالت مىكند زيرا كلمهء « عبد » بر مقام عبوديت و « اللّه » بر آن ذات مقدس دلالت دارد و از بحث ما خارج است . ب : گاهى كلمهء « عبد اللّه » به عنوان علم شخص استعمال مىشود ، يعنى كلمهء عبد اللّه اسم براى شخصى از اشخاص مىشود ، مثلا نام گرامى پدر بزرگوار رسول اكرم عليه السّلام مىشود و مىگوئيم : « محمّد بن عبد اللّه » در اين فرض « عبد اللّه » از ديدگاه منطقى مفرد است ، زيرا اگرچه لفظ آن داراى اجزاء است ( عبد و اللّه ) و معناى آن هم داراى اجزاء است ، يعنى آن هيكل خارجى داراى سر ، دست و پا است ، لكن جزء لفظ بر جزء معنا دلالت ندارد . اين‌گونه نيست كه از كلمهء عبد مثلا جسم آن وجود خارجى و از كلمهء اللّه روح او مراد باشد ، بلكه مجموع عبد اللّه با همين كيفيت براى يك فرد معين خارجى علم شده و براى آن وضع شده است ، پس يك معنا بيشتر ندارد . نظر منطقى در مفرد و مركب بودن به معنا است اگر معنا واحد باشد لفظ هم مفرد است ، امّا اگر معنا مركب باشد لفظ هم مركب است . از ديدگاه نحوى كلمهء عبد اللّه ( اگرچه علم شخص باشد باز هم ) مركب است نه مفرد ، زيرا نحوى كارى به معانى ندارد بلكه موضوع بحث وى كلمه و كلام ( الفاظ ) از حيث اعراب و بناء هست . پس هر لفظى كه داراى اعراب يا بناء باشد يعنى در كلام اسم يا فعل معرب يا مبنى باشد او را مفرد گويند مثل زيد ، يضرب ، من ، ضرب ، عيسى ، كه هركدام مفردند و هر كلامى كه مشتمل بر دو اسم معرب يا دو اسم مبنى با يك معرب و يك مبنى باشد مثل غلام زيد ، عيسى ، موسى ، آن را مركب خوانند . عبد اللّه از نظر نحوى داراى دو اعراب و دو اسم معرب است كه يكى عبد و ديگرى اللّه است از اين زاويه مركب خواهد بود و قس على هذا عبد الحسين ، غلامعلى ، غلامرضا و . . . 4 . لفظ داراى جزء باشد ، معنى هم داراى جزء باشد و جزء لفظ هم بر جزء معنا
هامش
( 1 ) . ( ارزش او قبل از هر چيزى به عبوديت و بندگى او براى خدا است كه او عبد واقعى خدا است . در نماز مىگوئيم : اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله ، در قرآن نيز مىخوانيم : سبحان الّذي اسرى بعبده در مقابل كسانى كه عبيد دنيا ، عبد طاغوت ، عبد هوىوهوس هستند ) .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 117 | على محمدى خراسانى