تقسيم سوم : مفرد و مركب
تقسيم سوم و آخرين تقسيم از تقسيمات الفاظ اين است كه : لفظ يا مفرد است يا مركب ، در تقسيم اوّل لفظ بما هو واحد مقسم بود و به مختص و مشترك منقسم شد .
در تقسيم دوّم لفظ بما هو متعدد مقسم واقع شد و به ترادف و تباين تقسيم شد . در اين تقسيم لفظ به نحو مطلق و لا به شرط مقسم است يعنى قطعنظر از اينكه واحد باشد يا متعدّد ، كه با هردو مىسازد چون لا به شرط ، يجتمع مع الف شرط ؛ ازاينرو ، يك كلمهء بسيط تا پيچيدهترين كلامها را ( كه فرضا مشتمل بر ده كلمه باشند ) شامل است . لفظ من حيث هو لفظ كه داراى معنايى است ( واحد باشد يا متعدد ) دو قسم مىشود :
1 . لفظ مفرد . 2 . لفظ مركب .
1 . مفرد آن لفظى را گويند كه بسيط بوده و داراى جزء نباشد ، مانند همزهء استفهام ، باء جاره ، واو عاطفه و مانند ق كه فعل امر از وقى يقى ق و ع فعل امر وعى يعى ع و ل فعل امر ولى يلى ل و ف فعل امر و فى يفى ف كه هركدام يك حرف بيشتر نيستند و بسيط محسوب مىشوند .
2 . خود لفظ ، مركب و داراى اجزاء است ولى معناى آن بسيط است ؛ مانند اللّه تبارك و تعالى كه لفظ اللّه مركب از چند حرف است ولى معناى آن يعنى ذات اقدس واجب الوجودى بسيط الحقيقة من جميع الجهات است . « 1 »
3 . لفظ داراى جزء ، معنا هم داراى جزء است ولى جزء لفظ بر جزء معنى دلالت ندارد ، كل لفظ بر كل معنى دلالت دارد ، مانند لفظ زيد كه علم براى شخص و نام فرد معينى است . هم لفظ مركب است از سه حرف ( ز ، ى ، د ، ) و هم معناى آنكه هيكل خارجى زيد باشد مركب از مادّه و صورت ، جسم و روح ، جنس و فصل ، سر و دست و پيكر او باشد ولى چنين نيست كه حرف « ز » بر سر زيد و حرف « ك » بر بدن او دلالت كند بلكه كلمهء زيد روى هم رفته علم و براى آن مولود خارجى وضع شده است .
همچنين مانند كلمه عبد اللّه كه دوگونه استعمال مىشود :
الف : به عنوان نعت و وصفى مثلا مىگوئيم : محمّد « ص » عبد اللّه و رسول
هامش
( 1 ) . همچنين مانند عقول يا مجردات تامه ، نفوس ناطقه ، اعراض ، كه داراى معناى بسيطى هستند .