تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
دو طرف اضافه باشد . مثلا شخص واحدى نسبت به فرد معينى هم اب باشد و هم ابن ، هم علت باشد و هم معلول ، هم فوق باشد و هم تحت بلكه حيثيات و جهات متعدد است يعنى از جهتى اب و از جهتى ابن است ، نسبت به چيزى علت و نسبت به چيز ديگر معلول است ، پس اجتماع متضايفين در شيئى واحد از جهت واحده ممتنع است . 3 . در همه مثالها اجتماع متقابلين از جهت واحده محال است ولى در پاره‌اى از آنها ارتفاع متقابلين ممكن است مثلا ذات اقدس الهى و واجب الوجود نه فوق است و نه تحت چون اصلا جسم نيست كه فوق و يا تحت باشد و اين اوصاف ، مال موجود مادى است و گرنه خداوند ( اينما تولوا فثم وجه اللّه ) همچنين شجر و حجر نه ابوت دارد و نه نبوت ، پس ارتفاع متقابلين در بعضى موارد ممكن است و قدر مسلم اجتماع متضايفين محال است ولى ارتفاع ممكن است . اشكال : ما موردى سراغ داريم كه متضايفين هستند ، ولى هم اجتماع و هم ارتفاعشان محال است مثل علت و معلول ، خالق و مخلوق در عالم هيچ موجودى نيست مگر اينكه يا علت است يا معلول ، يا خالق است يا مخلوق و محال است كه نه علت باشد و نه معلول ، نه خالق و نه مخلوق . جواب : در باب نقيضان ارتفاع محال بود چون متناقض بودند ولى در ما نحن فيه يعنى علت و معلول كه ارتفاع محال است براساس متناقض بودن آنها نيست ( تا نتيجهء كلى بگيريد كه پس ارتفاع متناقضايفان هم محال است ) بلكه كبراى كلى و مقدمهء خارجى مسلّم داريم كه : عالم ، عالم اسباب و مسببات و علل و معاليل است و ما من شيئى الّا اينكه يا معلول است و يا علّت و محال است هيچكدام نباشد و ذات حقّ علة العلل و مسبب الاسباب است ، پس حساب علت و معلول جدا است ؛ امّا در ساير متضايفين ممكن است كه يك شيئى نه « اب » باشد و نه « ابن » كالحجر و الشجر پس ارتفاع متضايفين محال نيست . تعريف متضايفين : متضايفان عبارتند از دو امر وجودى كه همراه هم تعقل مىشوند و اجتماعشان در موضوع واحد از جهت واحده محال است و امّا ارتفاعشان ممكن است .