تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
قوله : و يظهر : نكته دوّم : معلوم شد متخالفان اختصاص به دو چيزى كه اجتماعشان در محل واحد ممكن باشد ندارد مثل سواد و حلاوت در خرما ، بلكه در دو شىء متغايرى كه اجتماعشان هم محال است جارى مىشود از قبيل دو جوهر كه مثالهاى فراوانى از زبان مرحوم مظفر نقل شد و در تمام آنها نه متقابلان هستند كما سيأتى و نه مثلان هستند . قوله : ثم ان : نكته سوم : تخالف به دو معنى مىآيد : 1 . بالمعنى الاخص كه قسيم مثلان و متقابلان است و تا به حال ذكر شد . 2 . به معناى اعم كه مراد از متخالفان نكته مقابل متماثلان است و به اين معنا اعم بوده و متقابلان را هم شامل مىشود چون هردو قسيم مثلان هستند و متقابلان هم به اين معنا متخالفان خواهند بود . 3 . متقابلان : در رابطه با متقابلان دو بحث مطرح است : 1 . بيان تعريف متقابلان . 2 . بيان اقسام تقابل . امّا تعريف : متقابلان عبارتند از دو معنى و مفهوم ذهنى متنافرى ( از يكديگر نفرت دارند و گريزانند و هيچگاه با يكديگر سر سازگارى نداشته و يك جا مجتمع نمىشوند ) كه اجتماعشان در محل واحد ، از جهت واحده ، در زمان واحد ممتنع است . ابتدا به توضيح نكات تعريف مىپردازيم : الف : انسان و لا انسان دو مفهومى هستند كه در شيئى واحد جمع نمىشوند يعنى محال است كه شيئى واحد در آن هم انسان و هم لا انسان باشد ( متناقضان ) . ب : اعمى و بصير دو عنوانى هستند كه اجتماعشان در موضوع واحد محال است يعنى ممكن نيست شخص واحد هم اعمى ( نابينا ) باشد و هم بصير يعنى بينا ( ملكه و عدم ملكه ) . ج : ابوت و بنوت : امكان ندارد كه شخص واحد از جهت واحده و نسبت به يك نفر ابوت و پدرى داشته باشد و هم بنوت و پسرى ( متناقضان ) . د : سواد و بياض : امكان ندارد كه محل واحدى به‌نام جسم ، در آن واحد هم داراى بياض باشد و هم سواد ( متضادان ) . و امّا نكات تعريف : الف : اينكه تنها سخن از عدم اجتماع به ميان آمد و فرمودند :