تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
با بيان مثالهاى متنوع ، اقسام و حكم هركدام يادآورى مىكنيم : 1 . مثلان يا متماثلان : عبارتند از دو چيزى كه در يك حقيقت و ماهيّتى ( نوعيه يا جنسيه ) با يكديگر مشترك‌اند و بماهما مشتركان مورد بحث هستند ، يعنى اينكه جنبهء اشتراك آن دو در يك ماهيت ملحوظ است و از اين زاويه روى آن دو كار مىكنيم و براى آن دو احكامى صادر مىكنيم و گرنه با قطع‌نظر از جنبهء اشتراكى ، آن دو را مثلان نگويند مثلا جعفر و محمّد هركدام اسم براى فرد معينى از افراد انسان هستند و هركدام مشخصاتى مختص به خود دارند ولى هردو در انسانيت مشترك هستند و اگر احكامى براى آن دو ثابت مىكنيم از اين زاويه است كه در واقع حكم براى انسان ثابت است و اين دو هم چون از افراد انسان هستند فلان حكم را دارند . نيز مانند انسان و فرس كه هركدام نوعى مختص به خود هستند ولى در يك حقيقت جنسيه به نام حيوانيت با يكديگر اشتراك دارند و از اين زاويه مورد بحث قرار دارند نه از جنبه‌هاى اختصاصى . البته اگر در مثال اوّل و دوّم از جنبه‌هاى اشتراكى قطع‌نظر شود و نظر به جنبه‌هاى اختصاصى داشته باشيم و زيد و بكر را بماهما متغايران ، انسان و فرس را بما هما نوعان متغايران در نظر بگيريم ديگر مثلان نبوده ، بلكه متخالفان خواهند بود . انواع و اقسام تماثل : اگر اشتراك و مماثلت ميان دو لفظ ، در يك حقيقت نوعيه باشد ( مانند حسن و جعفر كه در انسانيت مثل هم‌اند يعنى هردو انسان هستند ) در اين صورت اسم آن دو لفظ تنها مثلان و متماثلان است و اسم ديگرى ندارند . و اگر مماثلت در حقيقت جنسيه باشد ( مثل انسان و فرس ، كه در جنس قريب حيوانيّت مشتركند يعنى هردو از انواع حيوانات هستند ) افزون بر مثلان و متماثلان آن دو را متجانسان هم مىگويند . و اگر در كميت و مقدار هم مثل هم باشند آن دو را علاوه بر مثلان ، متساويان هم مىگويند مثل دو عدد مساوى و برابر مثلا 4 با 4 ، 8 با 8 . و اگر در كيفيت و هيئت تماثل داشته باشند علاوه بر مثلان ، متشابهان نيز مىگويند مثل دو رنگ ، دو مزه ، ولى آن اسمى كه در همهء اينها جارى و سارى است همانا مثلان و متماثلان است . قاعده كليه : قانون مثلان اينست كه اجتماعشان در شىء واحد محال است في المثل در كتب فقهى مىخوانيم كه اجتماع دو مالك مستقل بر يك مملوك واحد در آن