تقسيم الفاظ متباين
دانستيم كه الفاظ متباينه آن الفاظى را گويند كه به تعداد الفاظ ، معانى هم متعدد شود و هر لفظى داراى معناى خاص خود باشد و معانى الفاظ مثل خود الفاظ با يكديگر مغايرت داشته باشد . ( اينكه الفاظ را الفاظ متباين گويند به اعتبار معانى آنها است نه به اعتبار لفظ تنها البته كليهء مباحث منطقى از الفاظ به همين اعتبار است ) .
و چون تغاير معانى ، اقسام گوناگونى دارد الفاظ متباين هم به سه دسته تقسيم مىشود :
1 . مثلان يا متماثلان كه نسبت تماثل دارند .
2 . خلافان يا متخالفان كه داراى نسبت تخالف هستند .
3 . متقابلان كه داراى نسبت تقابل هستند و اين مجموعه را به دو بيان ذكر مىكنيم :
1 . بيان اجمالى 2 . تفصيلى .
بيان اجمالى اقسام الفاظ متباين : دو چيز كه با يكديگر متغاير هستند گاهى داراى قدر جامع و جهت مشترك هستند ، و در يك حقيقت و ماهيتى با يكديگر مشتركند ، جنبهء اشتراك و مشاركت هم در مقام حكم ملاحظه مىشود ، و از اين زاويه روى آنها بحث مىكنيم ، و احكامى را براى آنها ثابت مىكنيم ، مثل زيد و بكر از جنبهء انسانيت و اشتراك در نوع كه مىگويد : زيد استعداد كتابت و علم را دارد ، بكر هم همچنين چون هر دو انسان هستند و در انسان بما هو انسان اين استعدادها موجود است . نام اين دو امر متباين را مثلان يا متماثلان گويند .
گاهى آن دو شىء اصلا قدر جامع و ما به الاشتراكى ندارند ، بلكه از همه جهت با يكديگر متباين هستند و اگر قدر جامع هم دارند آن جهت اشتراك ملاحظه نمىشود و مدّنظر نيست بلكه جهات و خصوصيات شخصيه يا نوعيه ملحوظ است و از اين زاويه براى آن دو احكامى صادر مىكنيم . اين قسم خود دوگونه است : اجتماع آن دو شىء ( در محل واحد و از جهت واحده و در زمان واحد ) محال و ممتنع است نامش متقابلان است ، مانند وجود و عدم ، علم و جهل ، سواد و بياض ، ابوت و بنوت .
قسم ديگر اينكه اجتماع در محل واحد گاهى ممكن است . مانند سياهى و شيرينى در خرما ، سفيدى و شيرينى در قند كه نام آن دو را متخالفان مىگذراند .
بيان تفصيلى : اقسام تباين در بيان تفصيلى ، هريك از سه قسم مذكور را جداگانه