انسان : حيوان ناطق را گويند .
ناطق : ذات ثبت له النطق و التفكير را گويند .
تشبيه : مثل مترادفات مثل جامههاى گوناگون است كه بر قامت يك موجود دوخته مىشود و مثل متباينات مثل جامههاى مختلف براى هيكلهاى متعدد هست كه هر جامهاى بر هيكلى زيبندهگى دارد .
تعريف : پس معناى تباين عبارت است از اينكه : به تعداد الفاظ ، معنى داشته باشيم و با تكثر الفاظ معانى هم متكثر شوند ( بهطور كلى لفظ و معنى يا هردو واحدند « مختص » يا هردو متعددند « متباينات » و يا الفاظ متعدد و معنى واحد است « مترادفات » و يا معانى متعددند و لفظ واحد است ( مشتركات - منقولات ، مرتجلات ، حقايق و مجازات ) كه قسمت اوّل و چهارم در تقسيم قبلى و قسمت دوّم و سوم در اين تقسيم مطرح است ) .
قوله : فالمراد :
نكته قابل توجه اين است كه : ما يك تباين در مباحث الفاظ داريم كه هم اكنون مورد بحث است و در مقابل ترادف است و يك تباين هم در باب نسب اربع داريم كه در مقابل تساوى و ديگر نسب است ماالفرق ميان اين دو تباين ؟ و چه نسبتى با هم دارند ؟
جواب : تباين در باب نسبتها ، تباين مصداقى است . يعنى هنگامى كه دو مفهوم كلى ذهنى را از لحاظ مصاديق خارجيهء آنها با يكديگر مقايسه مىكنيم از چهار حالت خارج نيست :
يا هردو كلى متساويان هستند يعنى هركدام بر جميع افراد ديگرى صدق مىكند مانند انسان و ناطق كه مىگوئيم : « كل انسان ناطق و كل ناطق انسان » .
و يا هردو كلى اعم و اخص مطلق هستند كه اعم مطلق ، بر جميع افراد اخص مطلق ، صادق است ولى اخص مطلق بر بعض افراد اعم صادق است مثل انسان و كاتب كه مىگوئيم : « كل كاتب انسان » ولى ليس كل انسان كاتبا بلكه « بعض الانسان كاتب بالفعل و بعض الانسان ليس بكاتب بالفعل » .
و يا هردو كلى عامين من وجه هستند كه هركدام در خارج بر پارهاى از افراد و مصاديق ديگرى صدق مىكنند و از هيچ طرف صدق كلى نيست بلكه از هردو طرف
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠٣