تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ب : هرّه و قطه هردو به معناى گربه هستند و بر آن حيوان معين خارجى كه اخوى كوچك شيران است دلالت دارند . ج : انسان و بشر كه هردو به معناى حيوان ناطق هستند و بقول استاد البشر خواجه نصير الدين طوسى در اساس الاقتباس : انسان و بشر مردم را گويند ( البته ميان دانشمندان اهل لغت بحثى است كه آيا اصولا ترادف ممكن است يا مستحيل ؟ در مقدمهء سيزدهم از مقدمات شرح اصول فقه جلد اوّل بدان اشاره شده و در اينجا برمبناى مشهور مشى شده كه وجود الفاظ مترادفه را از مسلمات مىدانند ) . تعريف : با بيان مذكور كاملا مفاد ترادف روشن شد و آن عبارتست از اشتراك الفاظ متعدد در معناى واحد و بعبارت ديگر چندين لفظ و يك معنا ، در مقابل مشترك ، منقول ، مرتجل و حقيقت و مجاز . 2 . قسم دوّم آن است كه الفاظ متعدد و معانى هم متعدد هستند و هركدام از الفاظ بر يكى از آن معانى دلالت دارند و مرآت يك معنا هستند و هر معنايى هم مخصوص به يك لفظ است نه چند لفظ ، نام اين الفاظ را الفاظ متباينه نامند مباينت به معناى مفارقت است هنگامى كه مختلف و متعدد و متباين بود الفاظ داراى مركوب واحد نخواهد بود و وقتى مركوب واحد نبود پس مفارقت حاصل مىشود . شرح شمسيه ص 30 : در اين‌باره مىنويسد : لان المباينة المفارقه و متى اختلف المعنى لم يكن المركوب واحدا فيتحقق المفارقة بينها للتفرقة بين المركوبين كالانسان و الفرس . مثال : كلمات ذيل با يكديگر از حيث معنا متباين هستند : كتاب : مجموعهء ما بين الدفتين را گويند . قلم : آلت و ابزار معينى را كه براى نوشتن به كار مىرود گويند . سماء : فضاى بالاى سر انسان را گويند . ارض : اين جسم كروى را گويند كه ما انسانها در آن زندگى مىكنيم . حيوان : جسم نامى حساس متحرك بالاراده را گويند . جماد : جسم بىروح و بدون رشد و نمو و ايستا را گويند . سيف : مطلق شمشير را گويند چه برندگى داشته باشد يا نه . صارم : خصوص شمشير برنده را گويند .